Thursday, April 15, 2021

Wednesday, April 14, 2021

فصلی از کتاب جمیل حسنلی: 3. اختلاف بین مرکز کردهای مهاجر و سیاسی مسکو و باکو


 مقدمه:

نوشته  زیر با عنوان " اختلاف بین کردهای سیاسی مهاجر مسکو و باکو " فصلی از کتاب جدید جمیل حسنلی تحت عنوان " لیبرالیزم، اتحاد جماهیر شوروی در آذربایجان، حاکمیت، روشنفکران و خلق (1959-1969) " می باشد که در سال 2018 به زبان ترکی آذری چاپ و منتشر شده است. جمیل حسنلی هم تاریخ­نگار و هم سیاستمداری مخالف با رهبری کنونی جمهوری آذربایجان است. در این نوشته حسنلی با اتکا به اسناد آرشیوهای روسیه، آذربایجان و خاطرات اولیای امور، پرتو جدیدی  بر مناسبات کردهایی می افکند که بعد از سقوط جمهوری کردستان در شوروی زیسته و به مبارزه پرداخته ­اند.

تا کنون در ارتباط با این مقطع از تاریخ معاصر کردستان نه تنها هیچ پژوهشی عینی صورت نگرفته است، بلکه بر مبنای شایعات بی اساس، یکی از طرفین این داستان نیز بطور ناجوانمردانه متهم شده است. این نوشته ی حسنلی پرتو جدیدی را بر این بعد افکنده و امکان داوری را برای خواننده مهیا می­نماید. به رغم رخ دادن چند اشتباه فاحش در این نوشته، که نشات گرفته از بیدقتی در منابع و نه نویسنده بوده است، این اشتباهات به هیچ روی از اهمیت تبیین­های این بخش از کتاب حسنلی نمی­کاهند.

این نوشته در کمال امانت ترجمه و اشتباهات موجود در داده­های تاریخی این ترجمه با# مشخص شده­ اند تا از منابع نویسنده متمایز شوند. اشتباهات در زیرنویس این مقاله مشخص شده ­اند. عکسهای مورد استفاده در این نوشتە را [ ترجمەی کردی]  مترجم به این متن افزوده است. از دوستم اژدر شیخو برای ترجمه­ی برخی از منابع روسی سپاسگزارم.

حسن قاضی

اکتبر 2018

3. اختلاف بین مرکز کردهای مهاجر و سیاسی مسکو و باکو

جمیل حسنلی

ترجمه از ترکی آذری بە کردی و حاشیە نویسی: حسن قاضی

ترجمە از کردی بە فارسی: شیلان

در سومین کنفرانس کمیته مرکزی فرقه­ی دمکرات آذربایجان خصومت­هایی بین دمکرات­های آذربایجان و حزب دمکرات کرد# KDPایجاد شد. رحیم قاضی ریاست کردهای دمکرات، در 6 مارس سال 1960 در ارتباط با کنفرانس و رفتارهای غلام یحیی دانشیان و نیز توهین­های وی به خود و کردها در این کنفرانس، شکوائیه­­ای 9 صفحه­ای را برای کمیته مرکزی حزب کمونیست آذربایجان ارسال نمود. در این نامه آمده بود: در کنفرانس برخی از دوستانی که سخنرانی کردند، نه فقط نسبت به من، بلکه نسبت به برادر کشته شده­ام و در مجموع به حیثیت خلق کرد توهین نمودند. چنین رفتاری نشان دهنده­ی ماهیت ناسیونالیستی بوده و به هیچ نحوی از انحا با هدف ما در راستای ایجاد حزب واحد و شعار روزانه­ی ما برای تحکیم فعالیتهای متحدانه تمامی نیروهای دمکراتیک ایران نمی گنجد. برای نمونه، رفیق اصلان اظهار داشت: آذربایجانی­ها نیازمند حامی نبوده و ما قادر به اداره­ی خودمان هستیم... قاضی کیست؟ در کل، هیچ کس در کردستان این خانواده را نمی شناسد. رفیق چشم آذر گفت: قاضی برآمده از یک خانواده­ی فئودال است، چنین شخصی چگونه می­تواند شخصی خدمتگزار به شمار رود...؟ رفیق دانشیان که این سخنان را می شنید سخنی نگفته و در ارتباط با آن سکوت کرد. رفیقی که گویا در تلاش برای ایجاد اتحاد میان نیروهای مترقی ایرانی بود نیز سکوت پیشه کرد.(1)

رحیم قاضی در دومین کنفرانس فرقه دمکرات آذربایجان اعتراضاتی را مبنی بر عدم به­کارگیری بهینه کادرهای کورد  ایراد داشته بود؛ منظور رحیم قاضی عدم پذیرش علی گلاویژ، معاون سردبیر روزنامه آذربایجان در مقطع دکتری اقتصاد بود، و نوشته بود که یکی از دانشجویان علم اقتصاد در بخش اقتصاد آکادمی جمهوری سوسیالیست آذربایجان را مجبور به نوشتن مطلبی در ارتباط با هوپ هوپ نامه صابر نموده بودند.(2)

ارتباط بین حزب دمکرات کرد ساکن در آذربایجان با رهبری کردها، یعنی ملا مصطفی بارزانی که در مسکو ساکن بود خوب نبود. بارزانی در چند وهله در ارتباط با این مساله که رئیس کردهای دمکرات در باکو، رحیم سیف قاضی، ابزاری در در دست حاکمیت آذربایجان است، شکایاتی را به رهبری شوروی ابراز داشته بود. مصطفی سلماسی# از خویشان ملا مصطفی که در مسکو مشغول به تحصیل بود، در سال 1955 نامه­ای برای کردهای مهاجر ساکن در باکو و از جمله حسن حسامی و رحمان گرمیانی نوشته بود و در این نامه آنها را تشویق به جمع آوری امضا علیه رحیم قاضی کرده و خواستار  ارسال آن نامه به مسکو شده بود. این نامه بدینگونه نوشته شده بود؛ باید در نظر گرفت که امروز هدف بزرگی را پیش رو داریم؛ آن­هم از بنیان برافکندن رحیم و گلاویژ است که در باکو ریشه ای عمیق دوانیده­اند، اما مشهود است که رحیم و علی دیگر از پشتوانه ای برخوردار نبوده و طبق گفته عمویم (منظور ملا مصفی - ج.ح) این دو کسانی هستند که دیگر از اهمیتی برخوردار نیستند. اما لازم است که ما احتیاط پیشه کرده و دشمن را دست کم نگیریم، زیرا تنها زمانی مار مرده است که سر آن زده شود. اکنون برای دست یابی به موفقیت هر چه بیشتر لازم است تلاش شود که در یک جبهه به مقابله دست زده و به هیچ نحوی اجازه ندهیم که دشمنانمان متحد شده یا جبهه مقابله دیگری را در مخالفت با ما ایجاد کنند. برای نمونه خودتان تصور نمایید که اگر به جای سه امضا، این تذکره ممهور به پنج امضا می­بود پانصد برابر از ارزش بیشتری برخوردار و از قدرت بیشتری برخودار می بود... در این راستا من نیز شما را کمک کرده و خصوصا نامه ای ساختگی را برایتان ارسال می کنم که در این رابطه بدرد خواهد خورد.(3)

در حقیقت ملا مصطفی خود نیز مایل به چنین کاری بود و به منظور آنکه به تنها نماینده  کردهای مهاجر در اتحاد جماهیر شوروی به رسمیت شناخته شده و نیز در راستای تحت تاثیر قرار دادن حزب دمکرات کرد در آذربایجان، به هر اقدامی دست می زد. وی از سال 1954، زمانی که در مدرسه عالی حزب که در مجاروت کمیته مرکزی حزب کمونیست شوروی قرار داشت، به عنوان مستمع شرکت می­کرد، از رهبری حزب کمونیست شوروی درخواست دیدار نموده بود و در 13 دسامبر همان سال یکی از مسئولان کمیته ارتباطات خارجی به نام ف. و ولوشین با وی دیدار کرده بود. در هنگام این دیدار بارزانی با تاکید از وی خواهش کرده بود که اطلاعات خود را در ارتباط با رحیم قاضی- که در آن زمان به عنوان معاون صدر فرقه دمکرات آدربایجان منصوب شده بود- به رفقای شوروی برساند. ملا مصطفی گفته بودکه بعد از تصدی این مسند از سوی رحیم قاضی، از کردهای مهاجر باکو؛ سلماسی، رحمان گرمیانی، عزیر شمزینی و حسن حسامی نامه ای را دریافت داشته است. این افراد تاکید دارند که بعد از آنکه ایران رژیمهای دمکراتیک آذربایجان و کردستان را در هم شکسته و این خبر در سال 1947 به باکو می رسد، در همانزمان این رفقای کرد که در دانشکده افسری مشغول به تحصیل بودند، رحیم قاضی رفقایش را جمع کرده و به آنها گفته است: مرگ بر شوروی، زنده باد قوام السلطنه. طبق اطلاعات آن­ها، وی همان روز به کنسولگری ایران در باکو مراجعه و برای بازگشت به ایران درخواست ویزا کرده و دوستانش را نیز نسبت به این مساله تشویق کرده است.

ولوشین در گزارش خود به بخش ارتباطات خارجی کمتیه مرکزی در ارتباط با دیدار با بارزانی می­نویسد: کردهایی که این نامه را برای بارزانی نوشته و همزمان بارزانی نیز بر این باور است که برگزیدن رحیم قاضی به این مقام بدین دلیل است که کمیته مرکزی حزب کمونیست چهره واقعی این شخص را به خوبی نمی شناسد. بارزانی بر این باور بود که میرزا ابراهیموف، صدر شورای عالی جمهوری سوسیالیستی آذربایجان، راه را برای برگزیدن رحیم قاضی به این مقام هموار ساخته بود. بر اساس اطلاعات ملا مصطفی، عموی رحیم قاضی، یعنی محمد قاضی#  در سالهای 1947-1946 هدایای بسیار گران قیمتی را به میرزا ابراهیموف داده است.(4) یک روز بعد، محتوای سخنان ف. ولوشین با ملا مصطفی از سوی معاون مدیریت بخش ارتباطات خارجی کمیته مرکزی حزب کمونیست آذربایجان شوروی، وینوگرادف، به دبیرکل کمیته مرکزی حزب کمونیست آذربایجان، امام مصطفایف ارسال شد؛ و به منظور بررسی و استفسار از مساله دادن هدیه گرانقیمت به میرزا ابراهیموف نیز از مسکو کمیسیونی به باکو اعزام شد. اما تحقیقات، شبهات بارزانی را تایید نکرده بود. (5)

سرچشمه مخالفت و نوع ارتباط ملا مصطفی بارزانی با رهبری آذربایجان و این شمار قلیل از کردهای مهاجری که در آذربایجان شوروی می زیستند، در مسکو بود. ارگانهای ویژه اطلاعاتی شوروی از همان سال 1941 به فعالیت در میان کردهای خاورمیانه دست زده بودند.(6) بعد از شکست حکومت ملی در دسامبر 1946، مدت کوتاهی بعد از ورود آذربایجانیهای دمکرات به اتحاد جماهیر شوروی در 17-18 ژوئن سال 1947، تحت رهبری بارزانی، 499 سواره کرد# در منطقه جلفا وارد آذربایجان شوروی شدند. هر چند این دسته 15 سال قبل نیز از عراق وارد ایران شده و زندگی عشیره ای داشتند، از طریق راهزنی # زندگی می کردند. بارزانی به مجرد ورود به اتحاد جماهیر شوروی مسئولان امور را مطلع نمود که مایل است علیه ایران مبارزه مسلحانه را پیگیری نماید.(7) اما گروه بارزانی به محض رسیدن به نخجوان خلع سلاح شدند و 303 قبضه تفنگ، 5 [تفنگ اتوماتیک] 55 تپانچه، 54 عدد نارنجک، 13 دوربین و 13 هزار فشنگ از این گروه تحویل گرفته شد و بر مبنای دستورالعمل وزارت کشور اتحاد جماهیر شوروی، فرماندهی نیروهای مرزی آذربایجان، ژنرال مالیشیف ملا مصطفی بوی اعلام نمود که آماده است تمامی دستورالعملهای حکومت اتحاد شوروی را علیه رژیم ارتجاعی ایران اجرا نماید.(8)

یک هفته بعد از ورود گروه بارزانی  به آذربایجان شوروی و هنگام عزیمت آنها به سوی منطقه جلفا،  باقر زاده، کمیسر مرزی ایران با ارسال نامه ای به مدیریت مرزی اتحاد جماهیر شوروی در نخجوان اطلاع داد که این گروه 20 روز قبل از خاک ترکیه وارد ایران شده و به تاراج دست زده و درخواست نمود قریب به 400 نفر از این سواره های کرد را به ایران عودت دهند.(9) اما طبق دستور العمل رهبری اتحاد جماهر شوروی، مدیریت مرزی نخجوان از عودت کردها به ایران سر باز زد. بارزانی از حکومت شوروی درخواست کرد تا اجازه داده شود دسته وی به مدت چند ماه در شوروی پناه گرفته، آموزش دیده و سپس اجازه بازگشت مجدد آنها به ایران داده شود. بدین منظور نیز میر جعفر باقروف به مسکو پیشنهاد کرده بود که گروه بارزانی در یکی از کمپهای مجاور دریای خزر اسکان داده شوند و در آنجا آموزش نظامی ببینند. اما طبق اطلاعات موجود در نزد ارگانهای اطلاعاتی شوروی و تحلیل آنها، به این نتیجه دست یافتند که هدف بارزانی در وهله نخست، تاسیس یک دولت طایفه ای- فئودالی است.(10)

طبق دستور  ویکتور ناباکوموف، وزیر امنیت دولت اتحاد جماهیر شوروی، این گروه از ساکنان محلی نخجوان جدا شده و بعد از اسکان آنها در نخجوان، بارزانی پیشنهاد نمود که در منطقه نوراشن، واقع در شمال این ایالت و در جوار مرزهای ارمنستان-ترکیه یک مدیریت خودمختاری برای کردها ایجاد شود.(11) میرجعفر باقروف با درک نیت بارزانی و بر خلاف دستورات ارگانهای اتحاد جماهیر شوروی،مساله انتقال گروههای مسلح کرد از مرزهای ایران را از دستور خارج کرد.

از سال 1947، ژنرال پاول سوداپولاتف در مسند ریاست اداره ضد جاسوسی وزارت امنیت دولت ماتیف را در مقام معاون مدیریت اداره تلگراف اتحاد جماهیر شوروی مسئول همراهی با دسته های نظامی کردها که وارد خاک اتحاد جماهیر شوروی شده بودند، نموده بود وی از سوی ناباکوموف مامور گفت­وگو با بارزانی و وعده اعطای پناهندگی و اسکان آنها در ازبکستان شده بود.در همان زمان به نام رهبری شوروی به بارزانی اطلاع داده شد که وی و برخی از افسران وی در آکادمی نظامی و دیگر آکادمیهای جمهوری سوسیالیستی شوروی باید به طور ویژه آموزش داده شوند.(13).

پاول سوداپلوتوف در خاطرات خود می نویسد: ناباکوف اجازه نداد که محتوای سخنانم با بارزانی و خصوصا رضایت استالین را مبنی آموزش افسران کرد در نهادهای نظامی را به اطلاع رهبری حزب کمونیست آذربایجان، یعنی باقروف برسانم. این مساله به دلیل تلاشهای باقروف برای برهم زدن وضعیت آذربایجان ایران با استفاده از بارزانی نبود. بلکه مسکو براین باور بود که بارزانی می تواند برای از میان برداشتن رژیم انگلوفیل عراق، نقش مهمتری را داشته باشد و غیر از این مورد و بسیار مهمتر؛ از طریق کردها در منطقه خاورمیانه و دریای مدیترانه می توانستیم تولید نفت مناطق نفتی عراق (در موصل)- را که از اهمیتی فراوان برخوردار هستند- و در دراز مدت از دست ائتلاف نظامیان انگلیس-آمریکا خارج سازیم.(14)

بدین منظور وزارت کشور اتحاد جماهیر شوروی در 9 اگوست سال 1948 تصمیم به انتقال دسته بارزانیها به ازبکستان می گیرد. بعد از انتقال این گروه به ازبکستان، بارزانی در اواخر سال 1948 توانست دبیرکل جمهوری ازبکستان، عثمان یوسپف را ملاقات و بارزانی در این دیدار مجموعه مطالبات خود را با وی در میان گذاشت. بارزانی درخواست نمود که 5 نفر از افسران وی را  در دانشگاه حزب در تاشکند پذیرفته و بقیه پیشمرگان و افسران وی نیز در رشته های خلبانی، رانندگی تانک و امور جاسوسی امکان آموزش را یافته و زمینه دیدار وی با استالین نیز مهیا شود. بارزانی به یوسپف اطلاع داد که اگر امکان ملاقات وی با استالین مهیا نشود خودکشی خواهد نمود.

در سال 1949 به منظور آموزش دسته های نظامی بارزانی از صندوق مالی محرمانه، رقمی بالغ بر  6462667 منات هزینه شده بود. بعد از این مطالبات بارزانی، وزیر امور داخلی اتحاد جماهیر شوروی، سرگئی کرگلوف به استالین پیشنهاد نمود که اسکان کردها در یک کمپ عمومی با یکدیگر مایه تهدید بوده و باید آنها را به دسته های کوچک تقسیم و به مناطق مختلف ازبکستان اعزام شوند. طبق نظر کروگلف از این طریق آنها از یکدیگر گسسته و ارتباط ملا مصطفی با این دسته های کرد تضعیف گشته و بارزانی دیگر نمیتواند هیچگونه درخواستی را ارائه دهد. مولوتوف را نسبت به موافقت با این پیشنهاد کروگلوف متقاعد کرده بودند.(15)

تهدید این اقلیت معدود کرد از سوی بارزانی که فرقه دمکرات آذربایجان آنها را پناه داده بودند و نیز تهدید رهبران محلی آذربایجان که از آنها حمایت می نمودند را باید از این منظر توجیه نمود که مسکو در ارتباط با فرایند بی ثبات کردن خاورمیانه به ملا مصطفی بارزانی اطمینان فراوانی داشت. در سال 1957 دستگاه امنیتی دولت به منظور مقاومت در برابر ایران  در میان سازمانهای ملی کرد و عشایر کرد تمهیداتی را انجام داده بود.(16)

رحیم فرزند ابوالحسن سیف قاضی معاون فرقه دمکرات آذربایجان، در سال 1926 در مهاباد و در یک خانواده ملاک متولد شده است. پدر ابوالحسن از عشیره دهبوکری# و قاضی شهر مهاباد  یکی از ملاکان متنفذ در میان مردم بود. مادر رحیم قاضی به نام وجیهه سیف قاضی آذربایجانی بود، رحیم از ابتدا به مدت 3 سال در مهاباد به تحصیل پرداخته و بین سالهای 1941-1935 تحصیلات متوسطه خود را ادامه داده بود. در سال 1941 بعد از ورود ارتش شوروی به ایران، رحیم قاضی به عضویت حزب ژ.ک# در آمد که عموزاده­اش قاضی محمد در سال 1945 آن را تاسیس کرده بود. در سال 1945 و با تاسیس حزب دمکرات کردستان از سوی قاضی محمد، صدر قاضی و برادر بزرگ رحیم قاضی، محمد حسین قاضی، رحیم قاضی در این حزب به عضویت درآمد. در اوایل سالهای 1946 و با تاسیس حکومت ملی کردستان، رحیم قاضی در ارتش ملی به خدمت پرداخت و در آوریل سال 1946 به منظور تحصیل به مدرسه نظامی باکو اعزام گردید.(17)

بعد از تاسیس جمهوری مهاباد، رهبران کرد از طرق گوناگون در رضائیه (اورمیه) خوی، شاپور و میاندواب در میان مردم آذربایجان دست به تبلیغات می­زدند و از آنها دعوت می کردند با جمهوری کردی همراهی کرده و کانون تبلیغات آنها مبتنی بر این نکته بود که اگر آذربایجانیهای این شهرها با کردها همراهی نمایند، از پرداخت مالیات و خدمت نظامی معاف خواهند شد. شماری از روسای کردها- عمرخان، نوری بگ، قویتاس بگ و...- از به رسمیت شناختن حکومت ملی آذربایجان ایران ابا ورزیده و متعاقب عقب نشینی ارتش سرخ علنا اعلام نمودند که از طریق اسلحه، اورمیه، خوی، شاپور و ماکو را بر منطقه خودمختار کردی خواهند افزود. بدین منظور آنها در آوریل سال 1946 به محاصره این شهرها اقدام کرده و صرفا با تصمیم حکومت ملی آذربایجان و بعد از دخالت ارتش

شوروی، گروههای مسلح کرد به مرزهای مهاباد عقب نشسته بودند.(18)

متعاقب فروپاشی جمهوری کرد در مهاباد، رحیم قاضی در باکو ماندگار شده و نخست در دانشگاه دولتی آذربایجان در دانشکده تاریخ به تحصیل مشغول می شود. بعد از آن نیز به مدرسه حزبی می رود. در سال 1951 به عنوان دانشجوی دوره دکتری تاریخ از رساله خود تحت عنوان حزب دمکرات کردستان، رهبر و سازماندهنده جنبش رهاییبخش ملی کردستان ایران (1946-1945) دفاع می کند. بین سالهای 1953-1947،  رحیم قاضی به عنوان سردبیر روزنامه کوردستان به فعالیت مشغول می­شود. بعد از شکست جمهوری مهاباد، در سال 1947، رئیس این جمهوری، قاضی محمد، برادران# رحیم قاضی عضو مجلس شورای ملی ایران در مهاباد اعدام شدند. پیش از این رویداد حکومت ایران تلاش نموده بود از طریق کنسولگری خود، رحیم قاضی را به تهران عودت دهد. قوام السلطنه، بعنوان نخست وزیر، شخصا وی را دعوت کرده بود، اما کمیته مرکزی حزب کمونیست آذربایجان بازگشت وی به ایران را به مصلحت ندانسته بود. عبدالله  برادر کوچک وی، همسرش کوهر تاج و فرزندش حسن و خواهرش در ایران اقامت داشتند. از سال 1948 ارتباط وی با اعضای خانواده اش قطع شده بود.(19)

رحیم سیف قاضی مدت زمانی طولانی را در بخش کردی فرقه دمکرات آذربایجان سپری می کند. بعد از آن نیز رهبری حزب دمکرات کردستان را بر عهده داشت. بعد از کنار گذاشتن میرجعفر باقروف از رهبری جمهوری، غلام یحیی در تلاشهای خود علیه گارد قدیمی کمیته مرکزی فرقه دمکرات آذربایجان از خدمات رحیم قاضی بهره مند میشد. برای نمونه؛ در اجتماع کمیته مرکزی فرقه دمکرات آذربایجان که در 18 ژوییه سال 1954 در حوزه طب برگزار شد، رحیم قاضی عضو کمیته اجرایی کمیته مرکزی، زین العابدین قیامی را که ریاست دادگاه عالی حکومت ملی را در اختیار داشت، تحت عنوان دیوانه نام برد؛  به همین دلیل  قیامی در 22 ژویییه از عضویت در فرقه دمکرات استعفا و شکوائیه ای 19 صفحه ای را مبنی بر اعتراض به کمیته مرکزی فرقه دمکرات آذربایجان نوشته بود.(20) وی در این نامه می نویسد: من آنزمانی که در ایران در صف مقدم مبارزه قرار داشتم پدر# این رحیم قاضی که اکنون من را دیوانه خطاب می کند، هیچگاه این شعر مشهور را در ارتباط با شجاعت، مردانگی، عقل و دیانت من نمی نوشت، چه می توان کرد که هیچ یک از خصایل این پدر، در این شخص[رحیم قاضی]موجود نیست.(21)

در نشست کمیته مرکزی فرقه دمکران آذربایجان، رحیم قاضی در ارتباط با وزیر ارتش ملی حکومت ملی آذربایجان، جعفر کاویان نیز سخنان نسنجیده ای را بیان داشته و تصمیم مخفیانه نشست حوزه 2 طب [نام یکی از حوزه­های حزبی] را فاش کرده بود. در این باره کاویان به امام مصطفایف (دبیرکل حزب کمونیست آذربایجان) می نویسد: با احترام به استحضار می رساند که روز گذشته، 18 ژوییه در حوزه شماره 2 فرقه دمکرات آذربایجان، رحیم قاضی برخی از تصمیمات مخفیانه این روز را در حضور یک جمع 30-40 نفره فاش کرده و شخص بنده را به عنوان یک خائن قلمداد کرده است و چندین بار این مساله را تکرار کرده است. دخترم نیز که خود عضو این حوزه است آن را شنیده است، اما واکنشی در رابطه با آن به آن نشان نداده است. همانطور که شما نیز اطلاع دارید، حکومت ایران من را خائن قلمداد و به طور غیابی من را به اعدام محکوم کرده است. به همین دلیل خواهشمندم که در ارتباط با وضعیت من استفسار کرده و اگر من را خائن به کشور شوروی می داند، بگذارید به سزای خود برسم.(22)

رهبری حزب دمکرات کرد که در آذربایجان مستقر شده بود، جهت نشان دادن مقاومت خود در مقابل مشکلاتی که بارزانی فرا روی آن ایجاد کرده بود، فعالیتهای خود را  در راستای ایجاد رابطه مستقیم با مسکو گسترش می داد. در این میان رحیم قاضی، علی گلاویژ، قادر محمود محمودزاده، عبدالله رزم آور، سلطان اوطمیشی و کریم ایوبی با نوشتن نامه ای به کمیته مرکزی حزب کمونیست آذربایجان اظهار داشتند که: ما کردها که از سال 1946 به اتحاد جماهیر شورووی آمده ایم، از ابتدا وظیفه ای را برای خود تعریف کرده ایم و این وظیفه نیز عبارت از آموزش [به سبک] شوروی، تسلیح خود به باور به مارکسیسم-لنینیسم و در اواخر نیمه قرن، گسترش سریع مبارزه برای آزادی ملی و استقلال خودمان و خدمت به خلق کرد بوده است.(23) آنها در نامه اشان می نویسند که در نوامبر سال 1947 تا اگوست سال 1953 از یک فرستندەی رادیوئی مخفی و تحت عنوان حزب دمکرات کردستان در میان خلق کرد به تبلیغات دست زده و واکنشهای نسبت به آن هم از سوی ارتجاع ایران و هم ارتجاع عراق، اهمیت این تبلیغات را نشان می دهد. اما از نظر آنان توقف این برنامه رادیویی مهاجران کرد که در باکو ساکن هستند، آنها را از خدمت به خلقشان بی بهره ساخته است. آنها در برهه های بسیاری پیشنهاداتشان را به کمیته مرکزی حزب کمونیست شوروی ارسال کرده و درخواست می نمودند که آنها را برای به حرکت واداشتن خلق 9 میلیونی کرد و انتشار مطالب به زبان کردی در کردستان حمایت نمایند. درخواست کردند از رادیوهایی که در مسکو و باکو به زبانهای فارسی، ترکی و عربی برنامه پخش می کنند در رابطه با خلق کرد و تاریخ مبارزاتی آنها مطالب بیشتری را منتشر نمایند؛  و در بخشهای فرعی رادیوی مسکو یا رادیوی باکو بخش زبان کردی نیز تاسیس شود؛ به منظور مبارزه مخفیانه، کردهای مهاجر به کردستان اعزام شوند، آثار کلاسیک مارکسیست- لنینیستی به زبان کردی منتشر شده و شرایط و زمینه ارسال آنها به کردستان نیز مهیا شود. با توجه به رویدادهایی ماههای اخیر در کردستان و در مرزهای سوریه و ترکیه، جهت فعالیت در میان کردهایی که با این رویدادها ارتباط داشته اند، اجازه اعزام کردهای مهاجر به سوریه داده شود.(24)

در این نامه آنها شکایت کرده اند که ما در اتحاد جماهیر شوروی آموزش دیده و با تئوری مارکسیسم- لنینیسم مجهز شده اما در مقطع کنونی به تمامی از مدار مبارزه به حاشیه رانده شده و در عمل قادر به انجام هیچ خدمتی به خلقمان نیستیم. از سال 1947 که روزنامه کوردستان را مدیریت کرده و اکنون که در آن به فعالیت مشغول نیستیم، در کردستان به دست مخاطبان خود نمی رسد. طبق شنیده ها، در این اواخر برای نمایندگان حزب توده ایران و نیز فرقه دمکرات آذربایجان در اتحاد جماهیر شوروی، در راستای جهت دادن به مبارزه خلقهای ایران از طریق رادیو در کشورهای سوسیالیستی امکان تبلیغات مهیا شده است. در ایران نزدیک به 3 میلیون کرد زندگی می کنند، حزب دمکرات کردستان رهبری مبارزه خلق کرد را بر عهده دارد. به منظور گسترش مبارزه علیه امپریالیسم و وارد کردن این تبلیغات به مقطعی جدید نباید خلق کرد و حزب دمکرات کردستان از یاد برده شوند. خصوصا از این منظر که در ایران مبارزه خلق کرد نقشی مهم را ایفا می کند. بیش از این، تحت عنوان فرقه دمکرات آذربایجان و حزب دمکرات کردستان بیش از 6 سال است که از طریق رادیو و متفقا تبلیغات فراوانی را در این راستا انجام داده ایم.(25) آنها به منظور رسیدن این نامه به کمیته مرکزی حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی و بحث در این رابطه درخواست نمودند که دو نفر از اعضای آنان به مسکو اعزام شوند.(26)

بعد از آنکه از سال 1953 انتشار برنامه ها به زبان کردی متوقف شد، رحیم قاضی به منظور گسترش تبلیغات در میان کردها و راه اندازی مجدد برنامه های رادیویی مجموعه پیشنهاداتی را به کمیته مرکزی حزب کمونیست آذربایجان ارائه کرد. در ژانویه سال 1954، دبیرکل کمیته مرکزی، میر تیمور یعقوب اوف، طی نامه ای به دبیر کل حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی می نویسد: پیشنهادات رحیم قاضی، از اهالی کردستان ایران و عضو کمیته رهبری فرقه دمکرات آذربایجان را در رابطه با اتخاذ گامهایی جهت بهتر نمودن وضعیت تبلیغات در کردستان برایتان ارسال می نمایم. کمیته مرکزی حزب کمونیست آذربایجان وجود برنامه به زبان کردی و پخش منظم آن را در یکی از ایستگاههای شوروی برای ساکنان کرد در ایران، ترکیه و عراق و پذیرش پیشنهادات رحیم سیف قاضی را در این باره مناسب ارزیابی می کند.(27)

اما مسکو این پیشنهادات را مناسب ارزیابی نکرد. ویتوگرادف، معاون مدیریت شاخه ارتباطات خارجی کمیته مرکزی حزب کمونیست شوروی طبق پیشنهادات سوسولف در 18 مه 1954 طی تماسی تلفنی با امام مصطفایف، دبیرکل جدید کمیته مرکزی حزب کمونیست آذربایجان اعلام داشته بود که: نامه شما در ارتباط با پخش برنامه به زبان کردی در یکی از ایستگاههای رادیویی جمهوریهای سوسیالیست شوروی مورد ملاحظه قرار گرفته است. از آنجا که پیش از این برنامه پخش می شد و نسبت به توقف آن اقدام نموده ایم، پیشنهاد می شود در برنامه هایی که روزانه در مسکو و باکو به زبانهای ترکی، فارسی و عربی پخش می شوند، وضعیت زندگی کردهای ساکن در قفقاز را مورد بررسی قرار دهند. بعد از این گفتگوی تلفنی امام مصطفایف دبیرکل کمیته مرکزی، ویتالی صمداف مسئول مسائل ایدئولوژیک را مامور نمود تا این مساله را کمیته رادیو ابلاغ کرده و با این مساله موافقت شود.(28)

رحیم قاضی رئیس حزب دمکرات کرد به منظور نشان دادن این مساله که کردهای ساکن در عراق و ایران با وی در ارتباط هستند و به منظور گسترش مبارزه از اعتمادی وافر به وی برخوردارند،  از طریق دبیرکل امور ایدئولوژیک کمیته مرکزی حزب کمونیست آذربایجان، ناظم حاجیف نامه ای به کمیته مرکزی حزب کمونیست ارسال می نماید. قاضی در این نامه نوشته است که در 20 مارس 1960 نامه یکی از رهبران حزب دمکرات کردستان، احمد توفیق؛ (عبدالله اسحاقی) را کە اکنون در کردستان زندگی می کند، دریافت داشته است. قاضی در این نامه می نویسد احمد توفیق به دلیل ظلم و ستمی که دستگاه حاکمیت ایران علیه کردهای دمکرات اعمال می کند، سال گذشته از ایران عازم عراق شده و از طریق من درخواست کرده است که به عنوان حزب دمکرات کردستان شما را ملاقات نموده و در این باره می گوید: آنها بسیار مایل هستند که نمایندگان حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی را ملاقات نمایند. او می نویسد: پدر ما و برادر ما، زیاد و نیز بسیار زیاد مایل به دیدار با پدر دیگر هستند. همه آرزومندیم و این درخواست را داریم که این ملاقات زود انجام شود، زیرا مسائل فراوانی در میان هستند که بدون مشاورە با پدر دیگر قابل حل و فصل نیستند. خواهشمندیم این درخواست ما را بە پدر دیگر اعلام نمایید. من و یکی دیگر از رفقا خودمان را برای این دیدار آماده کرده و بی صبرانه منتظر تلاشهای شما برای صورت گرفتن این دیدار هستیم.

رحیم قاضی می افزاید که اگر مساله بین حزب توده ایران و فرقه دمکرات آذربایجان برای ایجاد یک حزب متحد مارکسیستی حل و اجرایی شود، لازم است که حزب دمکرات کردستان نیز در این روند قرار گیرد. اما او اضافه می نماید که در این رابطه در میان کردها دو نظر وجود دارد؛ برخی از رهبران کرد براین باورند که باید یک حزب متحد برای کردستان، با مشارکت کردهای ایران، عراق و ترکیه تاسیس شود اما حزب دمکرات کرد که وی رهبری آن را بر عهده دارد، طرفدار تاسیس یک حزب متحد مارکسیستی برای ایران است. رحیم قاضی در پایان نامه اش می نویسد که ما براین باوریم که اگر رهبران حزب دمکرات کردستان موفق به دیدار با نماینده حزب کمونیست شوروی شوند، پیشنهادت شما را شنیده و سخنان شما در ارتباط با تسریع در تاسیس یک حزب متحد برای ایران در مسیر صحیح قرار می گیرد. اگر کمیته مرکزی حزب کمونیست دعوت از نمایندگان حزب دمکرات کردستان را لازم بداند،  چنین امری می تواند  از طریق سفارت شوروی در بغداد انجام شود.(29)

اما شینولیاف از اعضای کمیته روابط خارجی کمیته مرکزی حزب کمونیست شوروی از طریق ناظم حاجیف رحیم قاضی را مطلع می نماید که کمیته مرکزی حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی در امور داخلی حزب دمکرات کردستان دخالتی نکرده و چنین دیداری انجام نمی شود.(30) بدیهی است دلیل اصلی این مساله نیز به دلیل ارجحیت مناسبات آنها با ملا مصطفی بود.

 

منابع:

1.       نامه رحیم قاضی به کمیته مرکزی حزب کمونیست اذربایجان

1960. 03. 06

//ARPIISSA, f1,s.89, i.2014,v.63

2.       نامه حسین نظریان به امام مصطفایف

1957.05.20

//ARPIISSA,f.1,s89,i.203,v.146

3.       نامه مصطفی سلماسی به حسن حسامی و رحمان گرمیانی

 1955

//ARPIISSA,f.1,s.40,i.530,v.25

4.       متن سخنان و. ولوشین با مصطفی بارزانی

. 1954.12.18

//ARPIISSA, f.1,s.41,i.133,v.30

5.       نامه کاملا محرمانه ای. وینوگرادف به امام مصطفایف

1954.12.18

//APAIISSA, f.1,s.41,i.133,v.31

6.       پاول سودوپلاتف؛ پیروزی در جنگ پنهانی در سالهای 1941 تا 1945، مسکو 2018

C.267

7. گزارش سرگی کروگلوف به استالین

1949.02.05 آرشیو دولت فدراسیون روسیه

(RFDAf.R. 9401c, s2,i.234, v.183

8- گزارش ایوان سیروف به استالین، مولوتوف و بریا

1947.06.19 ارشیو درولت فدراسیون روسیه

f.R-9401c,s.2,i.170,v.81-82

9. نامه باقرزاده رئیس منطقه جلفا در مرز ایران به ادراه مرزی شوروی

23.06.1947

//REDA. f.R-9401c,s.2.i.170,v.98

10.  گزارش سرگی کروگلوف به استالین

.1949.02.05

//RFDA.f.R-9401c.s.2,i.234.v.183-184

11. نیکولای بوگای، استالین و کرد در اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی؛ از مهاجرت تا شهروندی

1940-1950  // مجله علمیولگا، 2013 ،شماره  5 (21 ) ، c.33-34

12. گزارش سرگی کروگلوف به استالین

.1949.02.05

//RFDA.f.R-9401c.s.2,i.234.v. 184

13. پاول سودپلاتف، اطلاعات و کرملین، یاداشتهای شهودی که مایل به افشای اسامی خود نبوده اند.

M1997 ، 308-309  c.

14. نیکلای بوگای، استالین و کرد در اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی؛ از مهاجرت تا شهروندی

. M  1997 ، 310     s.  309

15. گزارش سرگی کروگلف به استالین

.1949.02.5

//RFDA.f.R-9401c.s.2,i.234.v. 184-185    

16. نگاه کنید به: واسیلی متروخین، ک. جی. ب در ایران، دستنوشته

  1988c.84b,
Woodrow Wilson for Scholars

17. رحیم سیف قاضی:زندگینامه

1954.02.24

//ARPIISSA,f.1,s.89,i.185,v.25

18. وزارت امور خارجه اتحاد جماهیر شوری، مساله کرد و کردهای ایران

1946.12.23

//RDSSTA,f.17,s.128,i.988, v.239

19. رحیم سیف قاضی:زندگینامه

.1954.02.24

//ARPIISSA,f.1,s.89,i.185,v.26

20. بنگرید به نامه زین العابدین قیامی به کمیته مرکزی فرقه دمکرات آذربایجان

1954.07.24

//ARPIISSA,f.1,s.89,i.180,v.26-44

21. منبع پیشین:

v.38

22. نامه جعفر کاویان به امام مصفایف

1954.07.19

//ARPIISSA,f.1,s.89,i.180,v.109

23. درخواست رهبران حزب دمکرات کردستان از کمیته مرکزی حزب کمونیست آذربایجان

. 1958.01.06 //ARPIISSA,f.1.s.45,i.158,v.32

24. منبع پیشین:

،v.31-32

25: منبه پیشین:

v.28

26. برای اطلاعات بیشتر در ارتباط با مساله کرد در ایران و جمهوری مهاباد،  نگه کنید به گزارش وزارت امور خارجه اتحاد جماهیر شوروی. 1946.12.23

//RDSSTA,f.17,s.128,i.1988,v.226-242

27. نامه کاملا محرمانه میر تیمور یعقوب اف به میکاییل سوسولوف

1954.01.21

//ARPIISSA, f.1,s.89,i.187,v.150

28. دستورات امام مصطفایف به ویتالی صمداف

1954.05.22

//ARPIISSA,f.1,s.89,i.187,v.153

29. نامه رحیم قاضی به کمیته مرکزی حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی

1960.03.21

//ARPIISSA,f1.s.89,i.204,v.52

30. گزارش ناظم حاجیف به کمیته مرکزی حزب کمونیست 1960.03.31

// ARPIISSA, f.1,s.89,i.204,v.52

 

حاشیه نویسی مترجم:

#   در چند جای این فصل از کتاب حسنلی از حزب دمکرات کرد  نام بردە شدە است که این عنوان صحیح نیست. در شرق کردستان هرگز حزبی تحت این عنوان وجود نداشته است.

#  مصطفی سلماسی (شلماشی) هیچ نسبت خویشاوندی با با ملا مصطفی بارزانی نداشته است.

# متن اصلی این نامه مصطفی سلماسی پیش از این در وبسایت روانگه منتشر شده است. در متن اصلی این نامه، از ملا مصطفی به عنوان عمو و نه دایی یاد می شود. به همین دلیل در این ترجمه دایی به عمو تبدیل شده است. احتمالا این امر ناشی از ترجمه اشتباه برای حسنلی بوده است.

# قاضی محمد عموزاده رحیم قاضی بوده است نه عموی وی.

# بارزانی ها سواره نظام نبودند؛  بلکه با پای پیاده خود را به آذربایجان شوروی رسانده و طبق گزارش یک منبع تعداد آنها 518 نفر بوده است. نگاه کنید به : شوکت شیخ یزدین، بارزانی از مهاباد به سوی ارس. چاپ دوم، هولیر 2003 در صفحات 541-525 اسامی تمامی  افرادی که به شوروی رفته اند آمده است.

# بارزانیها در سال 1945 به کردستان ایران امدند. برخلاف گزارش باقرزاده،در هیچ منبعی نیامده است که آنها از طریق راهزنی زندگی کرده باشند.

# مشخص است کسانی که زندگی نامه رحیم قاضی را نوشته اند اشتباها نوشته اند که پدر  وی  ابوالحسن از عشیره دهبوکری و قاضی مهاباد بوده است.

 

# نام درست جمیعت  ژ.ک، جمعیت حیات کرد بوده است که در سال 1942 تاسیس شده است نه در سال 1943 و قاضی محمد از موسسان آن نبوده است، بلکه متعاقبا به عضویت آن  درآمده و سپس رهبریی کومله را به دست گرفته است.

 # در اینجا اسامی قاضی ها دچار اغتشاش شده است. رحیم قاضی عموزاده قاضی محمد و صدر قاضی و برادر کوچک سیف قاضی است.

#  منظوز از ابوالحسن قاضی (سیف القضات) است که با بیشتر شخصیتهای آذربایجان در آنزمان ارتباطات دوستانه ای داشته است.

Saturday, April 10, 2021

بەرز و پیرۆز بێ بیرەوەی تێکۆشەر سارمەدین سادق وەزیری


بەرز و پیرۆز بێ بیرەوەی تێکۆشەر سارمەدین سادق وەزیری
ئ
ەمڕۆ ١١-ی ئاوریلی ٢٠٢١ سێ ساڵ لە کۆچی دوایی سارمەدین سادق وەزیری کەسایەتی گەورە و دڵسۆزی کورد لە تاراوگە ڕادەبرێ. سادق وەزیری دوای ئەوەی ناچار بوو وڵات جێ بێڵێ لە وڵاتی سویس دامەزرا بەڵام تا دوایین ڕۆژەکانی ژیانیشی لە بەشداری لە خەباتی گەلی کورد لە پێناو ئازادی و عەداڵەتی کۆلەڵایەتی دا تەنەخی نەکرد و بەردەوام لەتەک ڕێکخراوە سیاسەسییەکانی ڕٶژهەڵات و کەسایەتی  و تاکوتەرای کورد لە پێوەندی دا بوو و لە بیروڕای خۆی ئاگاداری دەکردن و لە ئامۆژگاری بە سوود بێ بەشی نەدەکردن.
ئەو پەیامەی پێش هاتنی بۆ  هەندەران و ئەو کاتەی کە قسەوێژی " کۆمەڵەی کوردەکانی دانیشتووی تاران" بوو  لە ڕێگای منەوە بۆ کۆنگرەی ئاکسا نارد. ئەو کۆنگرەیەی ئاکسا زۆر تایبەتی بوو، لە جەنگەی خۆڕاگری قارەمانانەی خەڵکی سنە دا بەڕێوە دەچوو. ئەو کۆنگرەیە هەمان کۆنگرە بوو کە " دیپڵۆمات " ە مرۆکوژەکانی سەدام دەیانەویست بیتەقێننەوە. ئەو کۆنگرە هەمان کۆنگرە بوو کە هێندێک لایەن لە بەر مولاحەزەی سیاسی بە بیانووی ئەوەی کە ڕێژیمی جمهووری ئیسلامی " دژی ئیمپریالیست" ە. حەولیان دەدا جینایەتەکانی بەوجۆرەی پێویستە لە قاو نەدرێ.
وەک لە دەقی پەیامەکە دا دەبینین سارم سادق وەزیری بە قووڵی باوەڕی بە هێزی لەبنەنەهاتووی کۆمەڵانی خەڵکی کوردستان بووە. لە سێهەمین ساڵی مەرگی دا بۆ ڕێزلێنان لە بیرەوەری بەرزی پەیامەکەی دوای ٤١ ساڵ جارێکی دیکە بڵاو دەکەمەوە،
حەسەن قازی

---پەیامی هاوڕێ سارەمەدینی سادق وەزیری، تێکۆشەری ناسراوی کورد و قسەبێژی " کۆمەڵەی کوردەکانی دانیشتووی تاران" – بۆ کۆنگرەی ٢١-ی کۆمەڵەلەی خوێندکارانی کوردستان لە دەرەوەی وڵات (
AKSA)

نۆهەمی گەلاوێژی ٥٩ بەرانبەر بە ٣١-ی ژووئییەی ١٩٨٠

کۆمیتەی بەڕێوەبەری گشتی کۆمەڵەی خوێندکارانی کوردستان لە دەرەوەی وڵات

برایانی بەڕێز،
                بەوپەڕی شانازی یەوە نامەی بانگ هێشتنی ئێوەم بۆ بەشذار بوون لە بیستوویەکەمین کۆنگرەی کۆمەڵەی خوێندکارانی کوردستان لە دەرەوەی وڵات کە ڕۆژی ١٠-ی ژووئییە ناردرابوو، پێ گەیشت.
بۆ من زۆر بە کەلک دەبوو کە لەم ڕۆژە قەیرانی یانەی خەباتی گەلەکەمان دا لە تەک ئێوە برایانی خۆشەویستم  دا کە بێگومان لە ڕیزی هیوای دواڕۆژی گەلی کورد دان بدوێم بەڵام مخابن لە بەر نەبوونی ئیمکانی سەفەر کردن ناتوانم لە کۆنگرەی ئێوە دا ئامادە بم. بەوپەڕی داخەوە ئەوا بەو هۆیەوە ئارەزووی خۆم بۆ سەرکەوتنی کۆنگرەی بە بەرووبووتان ڕادەگەیێنم.
برایانی ئازیزم! ئەم حەقیقەتەی کە خوێندکارانی کوردی دەرەوەی وڵات توانیویانە ڕێکخراوەی تایبەتی  خۆیان " لە سەر بناغەی دیفاع لە خەباتی زەحمەتکێشانی کوردستان و خەباتی مێژووکردی گەلی تێکۆشەری کورد  دامەزرێنن " و سەرەڕای خوارەکە و ژوورەکەی فرە لە پتەو کردن و سەقام پێدانی دا تێبکۆشن  نیشاندەری ئەم واقعییەتەیە کە گەلی تێکۆشەری کورد پێی ناوەتە ڕێبازێک  کە دوایی ئەم سەرکەوتن واتە وەدی هاتنی مافی میللی و دێمۆکڕاتیک دەبێ چونکوو بێگومان پێک هاتنی ڕێکخراوێکی ئەوتۆ ئینعیکاسێکە لە واقعییەتی خەباتی گەلی کورد لە پارچە جیاواز و دابەشکراوەکانی کوردستان دا.
بێ گومان ئەم ڕێگایە هێشتا فرە دوورو درێژ و پڕ لە مەترسی یە، بەڵام مێژوو سەلماندوویەتی کە گەلی ئێمە  توانای ئەوەی هەیە  کەسەرکەوتووانە بگاتە ئامانجی.
ئەمەی کە بە شێوەیەکی بڕیاردەر سەرکەوتن دەستەبەر دەکا ئەوەیە کە زەحمەتکێشانی کورد لێر و لەوێ توانیویانە  هەرچی زیاتر جڵەوی خەباتی ڕزگاریی بەخش بخەنە دەستی پڕ هێز و توانای خۆیان و لە گێژاوی شەپۆلی کەند و کۆسپان نەپرینگێنەوە.
لەمەڕ تێکۆشان و چالاکی کۆمەڵەی خوێندکارانی کوردستان  لە دەرەوەی وڵات وەبیرهێنانەوەی چەند نوقتەیەک پێویستە:
١-پارچەکانی دابەشکراوی کوردستان لە ناو وڵاتە جۆر بە جۆرەکان دا لە حاڵەتی دواکەوتوویی دا ڕاگیراون،ڕزگار بوون لەم دواکەوتوویی یە تەنیا بە هۆی شۆڕشی قووڵی کۆمەڵایەتی یەوە مەیسەرە و لاغەیر جا بۆیە  خوێندکارانی کورد کە لەم پارچانە ڕا هاتوون و لە دەرەوە کۆبوونەتەوە دەتوانن و دەبێ  لە بنیات نانی کوردستانی دوا ڕۆژ دا دەورێکی جێی سەرنج بگێڕن بەو مەرجەی بە گشت هێز و توانای خۆیانەوە تێبکۆشن کە لە عەینی حاڵ دا کە فێری زانست وفەننی نوێ دەبن، زانستی خەبات و شۆڕشیش  فێر بن.
زانست و فەننە نوێیەکان بەروبوو و میراتی موشتەڕەکی مێژووی پێگەیشتنی ئینسانانە لە بەر ئەمە هی هەموو قەوم و میللەتێکە،عیلم عیلمە و شەرقی و غەربی بۆ نییە. هەڵبەت مەبەست لە زانست مانای ڕاستەقینەی ئەم وشەیەیە و نەک تێئۆری هۆندنەوەی نە زانستی.
ڕۆڵەکانی گەلی ئێمە دەبێ بە ڕاستی و بە تەواوی مانا ئەم زانست و فەننانە فێر بن و قەت تووشی ئەم تەوەهومە نەیەن کە بە بێ فێر بوون و دەکار کردنی زانستی پێشڕەو دەکرێ کۆمەڵ بە ودمی هەڵخەڵەتێنەر و دەغەڵ بازان بەڕێوە ببردرێ یان بەرەو پێش بچێ.
٢-زانستی خەبات و شۆڕشیش وێڕای پێگەیشتنی کۆمەڵی ئینسانی و زانست و فەننان و بە کەلک وەرگرتن لە گشت پێشکەوتەکانی زانست و فەن و فەلسەفە ڕێگای پێگەیشتنی پێواوە، لە ڕاستی دا ئینسان دەبێ فێری ئەو زانستەش بێ،لێرە دا نابێ تووشی ئەم تەوەهومە ببین کە زانستی خەبات و شۆڕش هەر دەکرێ لە ناو لاپەڕە و دێڕی کتێبان دا فێر بین! وا نییە، دامەزراندنی پەیوەندی قووڵ و هەموو لایە و زیندوو لە تەک خەباتی ڕۆژانەی زەحمەتکێشان  دا و ئیلهام وەرگرتنی بەردەوام لە تەجروبەی وان مەرجی پێویست بۆ فیر بوونی  زانستی خەبات و شۆڕشە.
٣- مێژووی خەباتی گەلەکەمان سەلماندوویەتی  کە بەر لە هەموان و زیاتر لە هەموان  دەبێ پشت بە هێزی خەڵکی تێکۆشەر و  زەحمەتکێشانی کورد ببەسترێ، هەر جۆرە تێئۆری هۆندنەوەیەک کە ئەم حوکمە مێژوویی یە تەبلیغ نەکا نەک هەر فڕی بە عیلم و تێئۆری زانستی  شۆڕشەوە نییە بەڵکوو تەپکەیەکە بۆ پێوە کردنی کۆمەڵانی گەلی کورد.
ئینعیکاسی  خەباتی ڕۆژانەی گەلی کورد لە وڵاتە جۆر بە جۆرەکان دا ئەرکی کردەوەیی دەرەجە هەوەڵی ڕێکخراوە کوردەکانە لە دەرەوەی وڵات. دوژمنانی گەلی کورد هەمیشە هەوڵیان داوە  کە واقعییەتی خەباتی مەردم و زەحمەتکێشانی  کوردستان لە خەڵکی دنیا بشارنەوە و بە بڵاو کردنەوەی بوختان و تاوان وەپاڵ دانی جۆراو جۆر داوێنی  پاکی میللەتی مەعسووم و غەدرلێکراوی کورد پیس کەن. دەبێ بە هەموو خەڵکی جیهان نیشان بدرێ  کە چلۆن گەلی کورد بە درێژایی هەزاران ساڵ بە دەسدڕێژکەران و ستەمکارانی ڕەنگاوڕەنگی کوتووە " نا " و سەرەڕای کوشتاری خوێناوی و سەرکوت کرانی سەرانسەری توانیویە هووییەت و خسڵەتی خۆی بپارێزێ و هەموو جارێ لە بن خۆڵەمێشی  بڵێسەی ئاگری  دنیا داگر و لە ژێر کاولی تێک تەپینی مەزن ڕا، سەر زیبدووتر لە ڕابردوو سەر هەڵێنێ و هاوار بکا: " کورد زیندووە ".
٤-خوێندکارانی کورد لە دەرەوەی وڵات بە بڵاو کردنەوەی هەراوی ڕاستەقینەی خەباتی ڕۆژانەی گەلەکەمان
بەتایبەتی دەبێ نیشان بدەن کە خەباتی قارەمانانەی ئێستای مەردمی کوردستان، درێژەی مەنتیقی و تەبیعی ئەم مێژووە سەرانسەر پڕ لە نەسرەوتن و فیداکاری و گیانبازی یەیە و بەم ڕێگایە دا هاودەردی  هەرە هەراوی زەحمەتکێشانی وڵاتە جۆر بە جۆرەکان بەرەو خەباتی بەحەقی گەلی کورد ڕاکێشن.
٥- خوێندکارانی کوردی دەرەوەی وڵات دەتوانن بە لێکدانەوە و پوختەکردنی ورد و زانستییانەی جووڵانەوە میللییەکانی گەلی کورد لە پارچە جیاواز و دابەشکراوەکانی کوردستان دا، بە تایبەتی لە دوای شەڕی دووەمی دنیاگر، نیشانی دەن کە دۆستانی ڕاستەقینەی گەلی کورد کامەنەن.
ئەم لێکۆڵینەوانە بە تایبەتی دەتوانێ  بە دروستی سیمای ڕاستەقینەی هێندێک لە مودەعی یەکانی دیفاع لە مافی بێ بەش و زەحمەتکێشان وەڕوو خا. ئەم لێکۆڵینەوانە هەر وەها بە دروستی دەری دەخەن کە حیزبەکان و ڕێکخراوە سیاسی یەکانی مودەعی نوێنەرایەتی زەحمەتکێشان  لە بواری حەساسی مێژوویی دا چلۆن لە حاست خەباتی بە حەقی  گەلی کورد دا بزووتوونەتەوە، پۆختە و گەڵاڵەی گشت  ئەم تەجروبانە و بە تایبەتی جەرەیانەکانی  یەکساڵ و نیوی دوایی لە ئێران ئیسپاتی دەکا کە ڕێکخراوە سیاسی یە شۆڕشگێڕەکانی کوردستان  دەبێ لە هەموو جۆرە بە دواوە ڕۆیشتنی  جەریانە سیاسی یەکانی دیکە خۆ بپارێزن و ڕێگای خۆیان بە پشت بەستن بە تەجروبەی ئۆبژێکتیڤ و ڕۆژانەی خەباتکارانە و بە کەلک وەرگرتن لە تێئۆری ڕاستەقینەی شۆڕشگێڕی ببیننەوە و بڕیاردەرانە و موسەممەمانە هەنگاوی تێدا هەڵێننەوە.
لاوانی تێکۆشەری کورد کە پڕن لە هەستی قووڵی نەتەوایەتی و کوڵ و کۆی شۆڕشگێڕانە نابێ فریوی ڕستە و قسە و دروشمی ڕواڵەت شۆڕشگێڕانە – کە پەیوەندییان بە واقعییەتی خەباتی گەلی کورد و ڕەگ و ڕیشەی قووڵی مێژوویی و کۆمەڵایەتی ئەوەوە نییە – بخۆن.
ئەم لاوانە دەبێ بڕوایان بە خۆیان بێ و پشت بە خۆیان ببەستن و لە ناو ڕێکخراوە سیاسی یە بە تایبەتی یە شۆڕشگێرییە کوردییەکان دا و بە پشت ئەستوور بوون بە هێزی لە بن نەهاتووی گەلی خەباتکار و شۆڕشگێڕی کورد لە ناو شەپۆلی بە سامی تەبلیغاتی ئەم لا و ئەو لا دا، بە یارمەتی تێئۆری زانستی شۆڕش، ڕێگای تایبەتی پێگەیشتنی مێژوویی نەتەوەی کورد بپێون و لە کەند و کۆسپ و پەرژینان نەپرینگینەوە و لە بەر شکانی کاتی تووشی ناهوـیدی و ورە بەردان نەیەن.
من مافم نییە زیاتر لە مە کاتی ئێوە برایانی خۆشەویستم بگرم، ئارەزووی سەرکەوتنی کۆنگرەکەتان دەکەم و هیوادارم کە ئەم کۆنگرەیە بۆ بەرەو ژوور بردنی سەتحی تێکۆشەرانەی کۆمەڵەی ئێوە هەنگاوی بە کەلک و بە پیت هەڵێنێتەوە

  وێڕای سڵاو ودروودی زۆر
   سارمەدینی  سادق وەزیری

*ئەم پەیامە لە زمانی فارسی را وەرگێڕدراوە.
تێبینی: ئەم پەیامەم چونی ٤١ ساڵ لەمەوبەر وەرمگێڕابوو وایە بێ هیچ ئاڵوگۆڕێک

جگە لە نووسینەوەی بە کامپیوتر نەبێ. 

Sunday, April 4, 2021

چێک مەیتس (دۆستانی چێک) کۆمۆنیستە ئێرانییەکان و چێکۆسڵۆواکی. دوکتور ئێمێلی جەین ئۆدێل

 

چێک مەیتس (دۆستانی چێک) کۆمۆنیستە ئێرانییەکان و  چێکۆسڵۆواکی

دوکتور ئێمێلی جەین ئۆدێل
وەرگێڕان لە ئینگلیسییەوە: حەسەن قازی

تێبینی: بە دەستپێشخەری  ئەنیستیتووی لێکۆڵێنەوەی ئێرانی لە زانکۆی سەنت ئاندرووز لە سکاتلەند لە ٢٩ی مارسی ٢٠٢١ تا ٣١-ی مارس بە بۆنەی تێپەڕینی ٨٠ ساڵ لە مێژووی دامەزرانی حیزبە توودە زنجیرەیەک وێبینار
لە بواری جیاوازی لەمەر حیزبی توودە پێشکێش کرا. بابەتەکان زیاتر بە زمانی ئینگلیسی بوون و چەند بابەتیش بە زمانی فارسی پێشکێش کران. ئەم بابەتەی لێرە دا وەرگێڕاوەکەی دەخوێننەوە" چێک مەیت، کۆمۆنیستە ئێرانییەکان و چێکۆسڵۆواکی" لە دوای نیوەڕۆی سێشەمە ٣٠-ی مارس دوکتور ئێمێلی جەین ئۆدێل لە دانیشتنی
"ڕەهەندە فرە نەتەوەییەکانی حیزبی توودە" پێشکێشی کرد. دوکتور جەین ئۆدێل بەر لە دەست پێ کردنی قسەکانی بە شێوەی خوارەوە لە لایەن بەڕێوەبەری وێبینارەکە دوکتور بیانکا دێفۆس ناسێندرا. جێی ئاماژەیە
دوکتور ئێمێلی جەین ئۆدێل بەشی هەرە زۆری بابەتەکەی تەرخان کرد بوو  بۆ باسی پێوەندیی شەهید دوکتور قاسملوو و چێکۆسڵۆواکی،

دوکتور ئێمێلی جەین ئۆدێل پڕۆفسۆری هاوکار و وانەبێژە لە ئەنیستیتووی پیتزبێرگ لە کۆماری گەلیی چین. و پێشتر سەرۆکی بەشی مێژووی ڕۆژهەڵاتی ناوەڕاست  و کۆنینەناسی بووە لە زانکۆی ئەمریکایی بەیڕووت و هەر وەها پڕۆفێسۆری هاوکار بووە لە زانکۆی سوڵتان قابووس لە سوڵتان نشینبی عەممان، ئەو لە زانکۆی وەک کۆلۆمبیا و هارواردیش دەرسی وتووەتەوە و لەوێ پلەی دوای دوکتواری تێ پەڕاندووە، هەروەها لە مەدرەسەی مافی زانکۆی یێڵ یش کاری کردووە. دوکتور ئێمێلی جەین ئۆدێل ئێدیتۆری گۆڤارێک بووە لە مەدرەسەی ماف و لێکۆڵینەوەکانی لە زۆر گۆواری ئاکادێمیک دا بڵاو کراونەتەوە. لە ڕۆژنامەی نیۆیۆرک تایمزیش دا نووسینەکانی بڵاو بووەتەوە.  سەر دێڕی بابەتەکەی  دۆستانی چێک ە، کۆمۆنیستەکانی ئێرانی و چێکۆسلۆواکی . فەرموو دوکتور ئۆدێل

زۆر سپاس، سپاس بۆ ئەو ناساندنە. ئەوە جێی شانازی یە بۆ من و پێی خۆشحاڵم بەشێک بم لەم کۆنفڕانسە بە هەیەجانە سەبارەت بە حیزبی توودە. بەر لەوەی لێکۆڵینەکەمتان لەگەڵ بەش بکەم، من هەر بە چەند وشەیەک باسەی ئەوە دەکەم هۆی چ بوو من مرخم تێدا پەیدا بوو بۆ لێکۆڵینەوە لە بەر یەک کەوتنی  نێوان بزووتنەوە چەپەکان لە چێکۆسڵۆواکی و لە ئێران. کاتێک لە زانکۆی کۆلۆمبیا خەریکی خوێندنی خولی لیسانس بووم لە زمانی چێک و زمانی فارسی و لە شەڕی ساردم دەکۆڵییەوە لە ڕۆژهەڵاتی ناوەڕاست لە لای پڕۆفێسۆر ڕەشید خالدی، لە لیکۆڵینەکانم دا تووشی کەسایەتی عەبدولڕەحمان قاسملوو هاتم ڕێبەری حیزبی دێمۆکڕاتی کوردستانی ئێران، چونکە ژیانی و هاوپێوەندییە نێونەتەوەییەکانی دەرفەتی ئەوەی بۆ من پێک هێنا دەست بکەم بە وەرگێڕانی بەڵگە و دوکۆمێنی دەستی یەکەم  هەم بە زمانی چێکی و هەم زمانی فارسی. ئەمن بورسێکی چێکیم هەبوو و بۆخۆشم  ڕەچەڵەکی چێکۆسلۆواکیم هەیە و خەریکی خوێندنی فارسی بووم بۆ دەرەجەی لیسانسەکەم، جا بۆیە ئەو پڕۆژیە بۆ من زۆر خۆش بوو و بە هەڵپەوە سەرنجم لە سەر کۆ کردەوە. ئەمن بە ڕاستی پێم سەیر بوو بۆچی زۆر کەم کراوە بۆ زانین و وەڕوو خستنی ئەو پێوەندیە نێونەتەوەیییانە. و مرخێکی کەم هەبووە لای زانایان بۆ لێکۆڵێنەوە لە مێژووی ئەم ڕۆژگارە. جا بۆیە بەڕاستی بۆ من زۆر خۆشە بەشێک بم لەو کۆڕەی ئێستا و ئەو  پسپۆڕ و خوێندکار و زانایانەی وا هۆگری ئەوەیان هەیە لەم مێژوویە بدوێن.
وتارێکی گۆواری تایم ئی سێپتامبری ١٩٧٨ کە باسی خوبیشاندانێکی ئعترازی بەربڵاوی ڕووماڵ کردووە بە دژی شا باسی ئەوە دەکا کە هێندێک لە خۆپێشاندەران دروشمی قانوونی کردنی حیزبی توودەیان بەرز کرد بووەوە واتە حیزبی کۆمۆنیستی قەدەغە کراوی ئێران. لەو وتارە دا هاتووە بۆ ئەوەی کۆنەپارێزە دینییەکان ئارام بکرێنەوە شا، جەعفەر شەریف ئیمامی کردە سەرۆک وەزیر، کە ئەویش دەستی کرد بە داخستنی قومارخانەکان و قەدەغەی لە سەر دامەزراندنی حیزبە سیاسییەکان هەڵگرت، هەڵبەت جگە لە کۆمۆنیستەکان نەبێ کە هەر قەدەغە بوون. لەو وتارە دا لە زمان مەلایەکەوە گوتراوە: " کە بەهاری پڕاگی ئێمە هێندە ناخایێنێ ، بەڵام گەلۆ شا لەوە تێ دەگا یان نا". مەلاکان لە ئێران، ئەفسەرە ئیستیخباراتییە ئەمریکاییەکان لە واشنگتن، هەر وەک لە قسەکانی پرۆفێسۆر ئابراهامیان گوێمان لێ بوو، ئەوان حەولیان دەدا بۆ سازدانی چێکۆسڵۆواکییەکی دووهەم لە ئێراندا و ڕێبەڕانی کوردیش هەر وەها  لە پڕاگ ئەو ڕووداوانەیان کە ئەو دەمی لە ئێران دەقەومان بەراوەرد دەکرد لەگەڵ ڕووداوە مێژووییەکان لە چێکۆسلۆواکی. پێوەندی لە نێوان کۆمۆنیستەکانی چێکۆلۆسلۆواکی و ئێرانی لە ئاستی ئاکادێمی دا سەرنجێکی زۆر کەمی دراوەتێ لە کاتێکدا پێوەندی نێوان کۆمونیستە ئێرانییەکان و کۆمۆنیستە چێکەکان  لە ماوەی شەڕی سارد دا  ڕووناکایی دەخەنە سەر ڕووداوی گرینگ لە ئێران لە پێوەندی لەگەڵ دەستتێوەردانەکانی سۆڤییەت، خەبات لە پێناو خودوموختاری لە کوردستان و شوۆڕشی ئێران. 

ئەو مێژوویە بە شێوەی هەری باش لە ژیان و ئەزموونەکانی عەبدولڕەحمانی قاسملوو دا خۆی دەردەخا، کە لە نێوان چێکۆسلۆواکی و ئێران لە هات و چۆ دا بوو وەکوو لاوێک و دواتر وەکوو سکرتێری گشتی حیزبی دێمۆکڕاتی کوردستانی ئێران لە نێوان ساڵانی ١٩٧٣تا ١٩٨٩. قاسملوو کاری گەورەی کرد بۆ بە نێونەتەوەیی کردنی دۆز و پرسی کورد، تا ڕادەیەکی زۆر لە بەر ئەو پێوەندییانەی سازی کرد بوو  ئەو سەردەمی کە لە پڕاگ دەژیا.

لە هاوینی ساڵی ١٩٤٦ یەکەم کۆنفڕانسی جیهانی خوێندکاران، یەکێتیی نێونەتەوەیی خوێندکاران (IUS) لە پراگ بەسترا. لە ئێران ئەندامانی حیزبی توودە و ڕێکخراوی خوێندکارانی ئێرانی لە زانکۆی تاران لە نزیکەوە گرێ  درابوون بە یەکێتیی خوێندکارانی جیهانی لە پڕاگ. ئەو یەکێتییە بورسی خوێندنی دەدا بەو خوێندکارانەی کە دەیانەویست لە دەرەوە بخوێنن و یەکێک لەو خوێندکارانە کە بورسێکی ئەوتۆی وەرگرت عەبدولڕەحمان قاسملوو  بوو. ئەو دواتر گوتوویە " ئەمن لە ناو چەندکەسێک دابووم کە بەشێوەیەکی سیستماتیک زمانی چێکی فێر دەبووین " و بە شانازییەوە ئەوەی گوتووە و دەڵێ وەنەبێ زمانێکی ئاسانیش بێ. قاسملوو وەکوو لاوێک بەشداری کرد لە بزووتنەوەی جەوانانی حیزبی توودە لە ئێران و لە یەکێتیی دێمۆکڕاتیکی جەوانانی کوردستان کە ئەو یەک لە دامەزڕینەرانی بوو و هەر وەها لە حیزبی دێمۆکڕاتی کوردستان دا. لە ساڵی ١٩٤٦  دەوڵەتی جمهووری کوردستان، جمهووری مەهاباد لەلایەن حیزبئ دێمۆکڕاتی کوردستانەوە دامەزرا. بەڵام هەڵبەت ژیانی ئەو جمهوورییە کورت بوو، لە بەر ئەوەی سۆڤییەتییەکان بەهاری ئەو ساڵە لە ئێران کشانەوە و ئەوەش ڕێگای خۆش کرد بۆ ئەوەی ئەڕتەشی شاهەنشاهی بە پشتیوانی هێزە ڕۆژئاواییەکان بگەڕێتەوە ناو کوردستان، کە زۆر کەسی گرت و زۆر کەسی کوشت. لەم تێکەولێکەیی و نا ئارامییە دا  قاسملوو کوردستانی بەجێ هێشت و لە ساڵی ١٩٤٧ هاتە تاران و لەوێ بە شێوەی نهینێ درێژەی دا بە چالاکییە سیاسییەکانی هەم  لە ریزی حیزبی دێمۆکڕاتی کوردستان و هەم حیزبی توودە دا لە تاران.[ دیارە دوکتور جەی ئۆدێل لێرە هێندێک تاریخی تاق و جووت کردووە. دوکتور قاسملوو لەگەڵ برای گەورەی ئەحمەد قاسملوو بە شێوەی ئاشکرا لەو ساڵانە دا دێنە تاران و لە دەبیرستانی ئەلبورز دەخوێنن. ح.ق]

دوکتور قاسملوو لە ساڵی ١٩٤٨ دا ئێرانی بەرەو ئوڕووپا بە جێهێشت  و چووە پاریس و دوای چەند مانگ مانەوە لە پاریس بورسێکی خوێندنی وەرگرت لە یەکێتیی خوێندکارانی جیهانی (IUS) و لە ساڵی  ١٩٤٩ لە پاریسەوە هاتە پڕاگ. و لە ساڵی ١٩٥٢ لە زانکۆی سیاسەت و ئابووری دا پلەی بە دەست ‌هێنا لە بواری زانستە کۆمەڵایەتی و سیاسییەکاندا. لەو سەروبەندە دا ئەو خۆی بە مارکسیست – لێنینیست و ستالینیست دەزانی. ئەو هەمان ساڵ لەگەڵ ژنە چێکەکەی هێلێنا کرولیک لە پڕاگ زەواجی کرد. ئەو ئاخرەکەی لە چیاکانی  کوردستان پەیوەست بە مێردەکەی بوو و لەوێ دەرسی ئینگلیسی بە پێشمەرگەکانی قاسملوو دەگوت. لە وتووێژێک دا باسی ئەوە دەکا کە چۆن چاوی بە قاسملوو کەوتووە و چۆنی مێرد پێ کردووە و ئەمن لێرە دا ڕێگە دەدەم ئارشیو هێندێک قسە بکەن. " لە تەمەنی حەڤدە ساڵیدا ئەمن لە کۆراڵێکی گورانی وتن دا وەرگیرام. لە زانکۆی سیاسەت و ئابووری دا، بەڕێوەبەری کۆرالەکە داوای لێ کردم دیلمانجی بکەم بۆ هێندێک میوانی لاوەیی. یەکێک لەوانە هەر وەک کەسێکی خۆ جێی بە زمانی چیکی قسەی دەکرد و هیچ لەهجەی نەبوو. من پێم وا بوو ئەو خەڵکی سڵۆواکیایە. کاتێک پێیان گوتم ئەو کوردە ئیدی زۆر درەنگ ببوو چونکە ئێمە هە دووکمان دڵمان بۆ یەک بزووتبوو. عەبدولڕەحمان لە پراگ ئابووری خوێند، دوای سالێک کە یەکتریمان دی زەواجمان کرد. ڕێوڕەسمەکە لە سەفاڕەتخانەی ئێران بوو، دەبوو بە یەکەوە بچین و لەوێ دەبوو من بەڵێنێک بلێمەوە کە دەبمە موسوڵمان، ئێمە دەبوو ئاتیئیست بوونی خۆمان بە لاوە نێین  و ساڵێک دواتر من کچێکم بوو. لەو ناوە دا عەبدولڕەحمان چووە ئێران." لە وتویژێک دا لەگەڵ دراوسێ ودۆستێکی نزیک دوکتور کالیاخ لە پراگ ، دوکتور کالیاخ باسی ئەو سەردەمە دەکا کە دوکتور قاسملوو لە پڕاگ بووە و باسی هۆگری قاسملوو دەکا  سەبارەت بە کولتووری چێکی. دوکتور کالیاخ ژمارەیەک وێنەی ساڵانی ١٩٥٣-١٩٥٥ی قاسملووی لەگەڵ دۆستان و هاوکارانی  و ئی ساڵانی ١٩٨٠ لەگەڵ جێگرەوەکەی دوکتور سادق شەڕەفکەندی کۆ کردووەتەوە و پێشکێشی ئارشیوی قاسملووی کردووە. یەک لە پرسیارەکان لە هاورێکەی دوکتورکالیاخ ئەوە بوو، ئێوە جاری یەکەم  لەگەڵ قاسملوو کەنگێ یەکترتان دی؟ لە ساڵی ١٩٥٠ بە بۆنەی کۆبوونەوەیەکی  ڕێکخراوی جیهانی خوێندکاران قاسملوو دەرفەتی ئەوەی بۆ ڕەخسابوو بێتە پڕاگ. لەوێ ئێمە هەر دووکمان بەیەکەوە دەمانخوێند و لە دیوێک دا دەژیان تا ساڵی ١٩٥٢،  ئەوە ئەو ساڵەیە کە ئەمن چوومە ڕووسیا و دوکتور قاسملوو گەڕاوە بۆ کوردستان بۆ چالاکی سیاسی نهێنی." و پرسیاری دیکە لە دوکتور کالباخ ئەوە بووە : وەکوو دۆستێکی نزیکی قاسملوو و وەکوو ئوڕووپاییەک ئەتۆ کەسایەتی دوکتورقاسملوو چۆن هەڵدەسەنگێنی؟ "قاسملوو کەسایەتێکی ڕێبەرێتی هەبوو، ئەو جەوانێکی وێچوو بوو، و توانایی ئەوەی هەبوو لە دەوروبەری دا دۆست بدۆزێتەوە، ئەو زۆر بە گوڕ باسی مێژووی کوردی بۆ ئێمە دەکرد، ئەو زۆر نوکتەی دەزانی. ئەو تەنانەت مێژووی چێکۆسلۆواکیشی دەزانی. ئەو باسی کەسایەتییە کوردەکانی دەکرد و لەگەڵ کەسایەتییە چێکەکان بەراوەردی دەکردن. سەبارەت بە گۆرانییە چێکییەکانیش ئاگاداری هەبوو، ئەو زۆر لە من زیاتری دەزانی سەبارەت بە مێژوو و ئەدەبییاتی وڵاتەکەم، لە ئاستێکی ئەوتۆ دا کە ئەمن بە خۆم دا تەریق دەبوومەوە. "  ئایا قاسملوو ئەو سەردەمی شایی بە خۆی بوو و شانازی بە خۆی دەکرد؟ "نا، بە پێچەوانە، ئەو ڕێبەرێک بوو  بۆ خوێندکارە بێگانەکان لە چێکۆسلۆواکی، ئەو  لە ساڵی ١٩٥١ دا چوو بۆ فێستیواڵێکی جەوانان لە بێرلین، ئەو لەگەڵ زۆر کەسایەتی سیاسی پێوەندی هەبوو و کەسێکی زۆر خاکی بوو."  لە ڕاستیدا قاسملوو سەروکی یەکێتیی خوێندکاران بوو و لە ساڵی ١٩٥٠ لە کۆنگرەی یەکیتیی خوێندکاران لە پڕاگ بەشداری کرد. کاتێک قاسملوو لە ساڵی ١٩٥٢ گەڕاوە ئێران ئەو دەستی کردەوە بە چالاکییەکانی لە کوردستان وەک تێکۆشەرێکی چالاک لە ڕێزەکانی حیزبی توودە و حیزبی دێمۆکڕاتی کوردستان دا. بە دوای کودەتای ١٩٥٣ دا، شا هێڕشێکی توندی کردە سەر حیزبی توودە بە گرتن و کوشتنی بە کۆمەڵ. لەو سەروبەندە دا ژنەکەی هێلێنا هاتە لای لە ئێران. ئەو دەنووسی: "  لە پاییزی ساڵی ١٩٥٣ ئەمن لەگەڵ كچەکەم چوومە لای مێردەکەم، لە تاران  هەموو شت سەر زیندوو و پڕ لە هەیەجان بوو. جیاواز بوو لە پڕاگی ئەو سەردەمی. ئەمن تەسەورم وا بوو کە لە بازارێکی ڕۆژ‌ەڵاتی دام، بەڵام زۆر خۆش بوو. مەئموورانی گومرک چەمەدانەکەیان لێ دزیم کە بەرگەکانمی تێدا بوو، ئەو دەمی هاوسەم لە سەرهەڵدان بە دژی شا زۆر تێوەگلا بوو وخەباتی دەکرد لە پێناو مافەکانی گەلەکەی دا و ئێمە بە ڕاستی هیچ بیرمان لە شتی مادی نە دەکردەوە. خەزرووم لە دێیەکی کوردی دەژیا و بنەماڵەیەکی بە تەحەمولی هەبوو. خەسووم ئاسۆڕی بووو بە ڕەچەڵەک مەسیحی بوو. بە پێی ئامۆژگاری عەبدولڕەحمان ئەمن کراسی قۆڵ درێژ و شەلوارم دەبەر دەکرد، لەوێ دابو ڕەسمی ئیسلامی تەواو بەرقەرار بوو و دەبوو مرۆ عادەت بکا بە وەی کە لەگەڵ ژنان وەکوو بوونەوەرێکی پلە کەمتر هەڵسوکەوت بکرێ."
هەر وەها ئەوەش سەرنجی ڕاکێشام کە هێلێنا لە ڕوانگەیەکی ئۆریانتالیستییەوە لەمەڕ کوردستان شتەکان دەگێڕێتەوە.

ئەو دەمی هێلێنا بە نهێنی لە ئێران دەژیا و باسی ئەوە دەکا چۆن خەڵک ڕاو نراون. " ڕاونرانی ئێرانییە دێمۆکرات و کۆمۆنیستەکان و کوردە چەپ ئاژۆیەکان بۆ ماوەی چەند مانگان هەتا بڵێی توندتر بوو، ئێمە دەبوو بە نهێنی بژین. دوو ساڵی یەکەم ئێمە ١١ خانوومان گۆڕی و مێردەکەم ئاخری دەبوو بڕوا و بگەڕێتەوە ئوڕووپا. ئەمن لەگەڵ منداڵەکەم مابوومەوە و لە گەڵ سەفیری چێک لە ماڵی خۆی قسەم کرد و داوام لێکرد بەڵگەی سەفەری ئێمە ئامادە بکا. هەر کە مێردەکەم ڕۆیی ئەمن بەری بەیانی سەعات شەش چوومە سەفارتخانەی چێکۆسڵۆواکی و نزیکەی سەعاتێک چاوەڕێ بووم هەتا سەفیر هات.  کاتێک سەفیر هات پێی گوتم بەڵام خانمی قاسملوو بەو بەیانییە زووە ئەتۆ چ دەکەی لێرە؟ ئەمن پێم گوت ئەمن منداڵم دەبێ. پێی گوتم ئەتۆ دەبوو زووتر بە من بڵێی و زانیبام زووتر دەهاتم. دوای سەعاتێک منداڵی دووەمم هاتە دنیا". دواجار قاسملوو ناچار بوو لە ساڵی ١٩٥٧ ئێران بە جێ بێڵێ و گەڕایەوە چێکۆسلۆواکی و دڕیژەی دا بە خوێندن بۆ دوکتورا و حیزبی دێمۆکڕاتی کوردستانی ئێرانی زیندوو کردەوە. هەر لە هەمان سەروبەند دا  ڕێبەرانی حیزبی توودە کە حیزبەکەیان  نەی دەتوانی لە ئێران بە شێوەیەکی کاریگەر چالاکی بکا لە سێپتامبری  ساڵی ١٩٦٠ لە پراگ کۆبوونەوەیەکیان کرد و ئاراستەی چالاکییەکانیان بەرەو ئوڕووپا گۆڕی.

قاسملوو  لە پراگ لە ساڵی ١٩٦٢ دەرجەی پی ئێچ دی لە ئابووریی نێونەتەوەیی دا وەرگرت و لە زانکۆی پڕاگ لە مەدرەسەی ئابووری دا وانەی دەگوت. ئەو سەردەمەی لە پڕاگ بوو، دوکتور قاسملوو کتێبی " کوردستان و کورد" ی بە زمانی سڵۆواکی بڵاو کردەوە کە باسی مێژووی سیاسی، ژیانی کۆمەڵایەتی و جوغرافیای کوردەکان دەکا. ئەو کتێبە لە لایەن وەشانخانەی ئاکادیمی زانستی چێکۆسڵۆواکی لە لەندەن  [بە ئینگلیزی] چاپ کرا. قاسملوو کاتێک لە پراگ بوو لەگەڵ بزووتنەوەی بەهاری پڕاگ دا پێوەندی پەیدا کرد، ئەو هەر وەها شاهیدی هێرش و پەلاماری سۆڤییەت بوو بۆ سەر چێکۆسلۆواکی لە ١٩٦٨ و ئەو وەلانان و پاک کردنەوانەی بە دووی دا هات. دژایەتی وی لەگەڵ ئەو هێڕشە دواتر گەیشتە دەستبەردانی لە کۆمۆنیزم و ڕەچاو کردنی سۆسیال دێمۆکراسی. ئەو لە پڕاگ پیشەکەی خۆی لە دەست دا وەک پڕۆفێسۆرێکی زانکۆ ڕەنگە وەک ئەوەی باس کراوە لە بەر دەستتێوەردانی حیزبی توودە چونکە ئەو دژی هێرشی سۆڤییەت بۆ سەر چێکۆسڵۆواکی بووە. لە نووسینی هاوسەرەکەی دا بە جوانی ڕوون نابێتەوە بۆچی ئەوان لە چێکۆسڵۆواکی دەر کراون بەرەو لەهێستان و لەوێوە بۆ پاریس لە ساڵی ١٩٧٦. ئەو دەنووسی: " ڕەنگە لە بەر ئەوە بوو بێ ئێمە حورمەتمان نەبووە بۆ دەسەڵاتداران و بە نابەدڵیان زانیوین، هەتا ئەمڕۆش نازانم  بۆچی ئێمەیان لە چێکۆسڵۆواکی دەرکرد؟ "
لە پاییزی ١٩٧٧ ڕێبەرایەتی حیزبی توودە لە پڕاگ کۆبووەوە بۆ ئەوەی ماشێنی حیزبی وەگەڕ خاتەوە و یارمەتی بکا بە سیلولەکانی شۆڕشگێڕانی ئیسلامی لە ئێران. دوکتور قاسملوو وەکو ڕێبەرایەتی دیکەی کورد و ڕێبەرانی حیزبی توودە کە لە ئوڕووپا بوون،  گەڕاوە ئێران بۆ بەشداری لە شۆڕش  و سەرهەلدانی گەلی کورد دا.
دوای شۆڕش دوای ئەوەی حیزبی توودە کەوتە بەر شاڵاوی گرتن و ڕاونان، کۆمۆنیستەکانی چێکۆسڵۆواکی هاوپێوەندی خۆیان ڕاگەیاند لە ڕۆژنامەیەکی سڵۆواکی دا. ئەوەی دەیخوێنمەوە لەم ڕۆژنامەیە دا هاتووە: " چەند ڕۆژ لەمەوبەر دادگایەکی فەرماییشی لە تاران دەست بەکار بووە  بە دژی نوێنەرانی سەرەکی حیزبی توودەی ئێران. لە زیاتر لە ٤٠ ساڵ لە مێژووی خۆی دا ئەو حیزبە کە زۆرجار ناچار بووە بە نهێنی چالاکی بکا بە سیستماتیک و نەپساوە لە پێناو سەربەخۆیی نەتەوەیی، ئازادی و عەداڵەتی کۆمەڵایەتی لە ولات دا  خەبات و بەربەرەکانی کردووە. ئیعتیبارێکی هەتاهەتایی هەیە بۆ سەرەونخوونکردنەوەی حکوومەتی پاشایەتی سەر بە ئەمریکا بە تایبەتی بە ڕيک خستنی خەباتی شۆڕشگێڕانەی چینی کرێکار کە بنیاتی دەوڵەتی بێ کەلک کرد لە ساڵانی ١٩٧٨ و ١٩٧٩ بە وەڕێ خستنی مانگرتنی دوور و درێژ، بە شێوەی سەرەکی مانگرتنی کرێکارانی نەوت و ئەوە هەلومەرجێکی باشی ڕەخساند بۆ کۆتایی پێهێنانی ئەو دیکتاتۆرییە بێزراوە. هێرش کردن و پەلامار بۆ سەر ئەم حیزبە لە هەمان حاڵ دا هێرش و پەلامارە بۆ سەر پێواژۆی شۆڕشگێڕانە لە ئێران، لەگەڵ ئەوەشدا سەرەڕای ئەو ڕاوەدوونانە، ئەگەر چی نزیکەی  ٨٥٠٠ کۆمۆنیست لە زیندانی بەدناوی ئەوین لە تاران ڕاگیراون، حیزبی توودە  درێژە دەدا بە ژیانی و خۆی نهینی کردووە و خۆی ڕێک دەخا بۆ قۆناغی تازەی نەبەرد بۆ داهاتوویەکی باشتر بۆ ئێران. هێزە شۆڕشگێر و پێشکەوتووەکانی هەموو جیهان لەوانە حیزبی کۆمۆنیستی خۆمان و کرێکارانی چکۆسلۆواکی هەستی هاوپێوەندی خۆیان دەر دەبڕن لەگەڵ کۆمۆنیستە قارەمان و ئازاکانی ئێران ."
لە نێوەڕاست ساڵانی ١٩٨٠ کان، و کۆتاییەکانی ١٩٨٠ کان قاسملوو پێی خۆش بوو ئاراستەی ئیدێئۆلۆژی سیاسی حیزبەکەی زیاتر بەرەو سۆسیال دێمۆکڕاسی مۆدێلی ئووروپا بگۆڕێ، ئەو حەولە زەحمەت بوو و ڕقەبەری لەگەڵ کرا لە لایەن هاوکارە مارکسیستەکانی ڕا و کێشایە دابڕان و جودایی. قاسملوو پێوەندی دۆستانەی لەگەڵ سۆسیاڵ دێمۆکڕاتەکانی ئوڕووپا دامەزراند و پێڕەو کردنی سۆسیالیزمی دێمۆکڕاتیکی کردە دەستەبەری سەرکەوتنی دۆزی کورد. ماویەکی کەم لە دوای مردنی ئایەتوڵا خومەینی لە ساڵی ١٩٨٩ حکوومەتی ئێران ئامادە بوو موزاکەرە لەگەڵ [کوردەکان] دەست پێ بکاتەوە. دوکتور قاسملوو پێشنیاری کرد ئەو دیدارە  لە پاریس بکرێ، هەر چەند ئەو  بە دۆستە چەکەکانی خۆی گوتبوو ئەو بە تایبەتی لە پڕاگ هەست بە هێمنی دەکا. دەستەی نوێنەرایەتی ئێران پێشنیاری  کرد وین یان بێرلین و دیدارەکە لە وین کرا و ئەو لەوێ کووژرا.

لەکاتی کووژرانی دا ئەو پرۆفێسۆرێکی ئابووری بوو لە پڕاگ. دوای مردنی قاسملوو هاوڕێکەی دوکتور کالیاخ لە پڕاگ کلووبێکی کردەوە، ئەو دەمی سەرۆک کۆماری چێک واسڵاڤ هاڤڵ بوو ئەو داخویانییەی خوراوەیان ئێمزا کرد:
 لە لایەن ئالقەی دۆستانی بزووتنەوەی دێمۆکڕاتیکی کورد لە پڕاگەوە: " ئەوە دەستپێشخەرییەکی جیهانی یە بۆ خەلکی دیکەش کە بێن و لەگەڵ ڕێبەرانی جمهووری چێکۆسڵۆواکی کەون بۆ بەرز کردنەوەی دەنگ بۆ لێکۆڵینەوە و سزادانی ئەوجینایەتەی بە دژی ڕێبەرانی کورد کرا لە ١٣-ی ژووییەی ١٩٨٩، پڕۆتێست بکەن بە دژی هەموو جۆرە کردەوەیەکی تێرۆریزم و پشتی هەموو تێکۆشانەکانی کوردەکان بگرن لەو ناوچانەی کە نیشتمانیانە بۆ ئەوەی ئەوان بتوانن بە ئاشتیانە بژین بە ئازادیی تەواوی مافە مەدەنییەکانیان بگەن بە بێ ئەوەی ناچار بکرێن بچن و لە وڵاتانی دیکە دا بژین. ئەرکی سەرەکی و هەموو لایەنەی ئێمەیە بەو شێوەیە  ڕێز و حورمەتی خۆمان ڕابگەیێنین لە ئاست بیرەوەری عەبدولڕەحمان قاسملوو کە لە چێکۆسلۆواکی خوێندی و بە ساڵان لەگەڵ ئێمە بوو وەک مامۆستایەکی بەرز و لێکۆلەرەوەیەکی زانکۆ کە کەسایەتییەکەی لە وڵاتی ئێمەوە هاڵاوە، بە پێوەندیی خێزانی و بە پێوەندیی قووڵی دۆستانەی  لەگەڵ ئێمە دا. بە دەیان ساڵ لەوە پێش یەکێتیی  کۆمۆنیستی خوێندکارانی جێهانی ئەوی هێنا وڵاتی ئێمە، بەڵام ئەو ئێستا لە لایەن ڕێبەران و دژبەرانی حوکمی کۆمونیستی چێکۆسڵۆواکی ڕێزی لێ دەنرێ و وەبیر دەهێندرێتەوە."
 هاوسەرەکەی هێلێنا ( نەسرین) کە بە ڕەوانی زمانی کوردی و فارسی فێر بووە، هەر وا نزیکە لە حەولی کوردەکان بۆ سەربەخۆیی. لە خوارەوە من چەند بەشێک باس دەکەم لە وتووێژێک  کە دوای مردنی مێردەکەی لەگەڵی کراوە. ئەو دەڵێ: " ئەوە هاسان نییە مرۆ دەست لە خەباتێک  هەڵگرێ کە لەتەواوی ژیانی خۆی دا بەردەوام بووە. کورد و کوردستان تەنانەت دوای مردنی منیش هەر بە ڕاوەستاوی دەمێننەوە. ئەمن قەت ناتوانم بیر لە ڕۆژێک بکەمەوە کە کورد و کوردستانم لە بیر بچێتەوە. ئەمن هێشتا بۆ کوردەکان کار دەکەم و سەبارەت بە مژاڕی لەمەڕ کوردان دەنووسم." ئەو وەک چێک لە دایک بووە بەڵام دەڵێ زیاتر هەست دەکا کورد بێ هەتا چێک. ئەو نزیکایەتی خۆی لەگەڵ کوردان بەو وشانە دەردەبڕێ: " ئەمن ئاشقی کوردەکان بووم کە بۆ هەر جێگایەک کە دەچووم ئاگایان لە من بوو. هەر چەند ڕەچەڵەکی من چێکە بەڵام هەموو ژیانم  بووە بە کورد و ئەوە شانازییەکە بۆ من کە ئەوەندە لە کوردان نزیک بم. ئێمە دەبێ بزانین کە شتی هەرە گرینگ ئازادیی کوردستانە وسڵاو و ئەوینم بۆ نەتەوەی کورد." 
چێکەکان بەردەوام بوون وەکوو راگر و پارێزەری میراتی قاسملوو بجووڵێنەوە بە شێوەی دیجیتاڵ لە دوای ژیانی لە میدیای چێکی و کوردی دا. بۆ وێنە ئەمن لە لێکۆڵینەوەکەم دا تووشی ئەوە هاتم کە تاوانبارکردن لەمەڕ کووژرانی وی چلۆن لە چاپەمەنی و میدیای چێک لە سەدەی بیستەم دا ڕەنگی داوەتەوە. لەوەش زیاتر لە ساڵی ٢٠٠٨ لە هەموو شارەکانی کوردستان لە ئێران مانگرنێکی گشتیان کرد بە بۆنەی ١٩هەمین ساڵی کووژرانی و ژنەکەی کە بە فارسییەکی ڕەوان قسە دەکا لە تێلێڤیزیۆنی کوردی دا دەرکەوت بۆ ئەوەی پشتی ئەو مانگرتنە گشتییە بگرێ.

هەتا ئێستاش جمهووری چێک زۆر لە کوردەکان نزیکە لەبەڕ میراتی ڕاستەوخۆی دوکتور قاسملوو و کارتێکەری کاریگەری وی لە سەر ئاسۆی سیاسی چێکۆسڵۆواکی پێشوو.

عەبدولڕەحمان قاسملوو خەباتی گەلی کوردی هێنا بەرچاوی بینەرانی جیهانی، بە دەرەجەی یەکەم سیاسەتمەدارانی ئوڕووپایی و ئینساندۆستان بە ڕێگای پڕاگ دا. لە ژیانی دا چێکۆسڵۆواکی بۆی شوێنێک بوو بۆ ڕێک خستنی خەباتکارانە، شوێنێک بۆ هاوپێوەندیی سیاسی، دەرفەتێک بۆ خوێندنی باڵا، بەراوەرد کردن و کۆنتڕاستی  کولتووری و تەسەوری سیاسی هەم وەک ئیلهامدەر و هەم ترسێنەر. هەر ئاواش تێوەگلانی هاوسەرە چێکەکەی و هاوڕێ چێکەکانی لەگەڵ کوردستان ئەوە نیشان دەدا کە ئەوان چلۆن ئێران و کوردستانیان بە چاوی چێکی دیتووە. قاسملوو شانازی بەوە دەکرد زمانی چێکی بە باشی دەزانێ و زۆر لە کولتور و سیاسەتی چێک فیر بوو و وەخۆی کرد، ئەو هەر وەها ئۆرگانیزاتۆرێکی چالاکی سیاسی بوو هاوشانی هاوڕێ چێکەکانی لە چێکۆسڵۆواکی و ئورووپا بە گشتی، ئەو هەم هۆگرێ سیاسەتی ئوڕووپا و هەم هۆگری دۆزی کوردی خۆی بوو. گۆڕانی لە کۆمۆنیزمەوە بەرەو سۆسیال دێمۆکڕاسی ڕەنگە بەسترابێتەوە بە هێرش و پەلاماری سۆڤیەت بۆ سەر چێکۆسلۆواکی و ئەوە گرژی و نێوانناخۆشی ساز کرد لەگەڵ هاوکارانی لە حیزبی توودە وەک ئاماژەم پێ کرد.

لە کاتێکدا بە پێی بەڵگەی ئارشیو  ئەوە ڕاستە  ئەو دەمی دەسگای ئیستیخباراتی ئەمریکا  ڕەنگە بە شێوەیەکی سەیر خەریک بوو لە پشتەوە خەنجەر لەحیزبی توودە بدا  کە حەولی دەدا بۆ ساز کردنی چێکۆسڵواکییەکی دووەم  لە ئێران کە لە وتاری سەرەکی ئەم کۆنفڕانسە دا  بیستمان بەڵام  چێکۆسلۆاکی وەک فەزایەک  هەڵسووڕا بۆ ئەوەی حیزبی توودە لەوێوە کارەکانی ڕێک خا و هەر وەها بۆ دۆزی کورد. ئەوەی کە پڕاگ چلۆن هەڵسو کەوتی کرد بۆ تەسەورێکی سیاسی بۆ ڕێبەرانی چەپی ئێرانی و حیزبە چەپە ئێرانییەکان لەو سەروبەندی دا و ئەوەی کە چلون تەسەوری سیاسی کوردستان لە پڕاگ  بیچمی بە خۆیەوە گرت بۆ مەسرەفی سیاسی هاوپێوەندی چێکۆسڵۆواکییەکان و ئوڕووپاییەکان، لە ئاستی ئاکادێمی ڕۆژئاوایی دا پێویستی بە لێ وردبوونەوەیەکی زیاتر هەیە.
سپاس
پرسیار و وڵام:

پرسیار: سپاس بۆ بابەتەکەت لەمەڕ تێکەڵاوی نێوان چێکییەکان و ئێرانییەکان. پرسیارەکەم ئەوەیە ئایا چێکە چەپەکان قەت تۆوی مارکسیستی شۆڕشی ئێرانیان وەخۆ کرد بۆ مەبەستی تایبەتی خۆیان؟

ئێمێلی جەی ئۆدێل: سپاس، ئەوە پرسیارێکی گەورەیە. وابزانم بۆ ئەوە مرۆڤ دەبێ بگەڕێتەوە سەر ئارشیو. من دەستم پێ کرد و دوایە وەلام نا، بە داخەوە ئێستا ناتوانم وڵام بدەمەوە  بە شێوەیەکی هەموو لایەنە. چاوی لێ دەکەم و سپاس بۆ ئەو پرسیارە.

پرسیار: ئایا دوکتور قاسملوو قەت ئەندامی حیزبی توودە بووە؟

ئێمیلی جەی ئۆدێل: ئەوە بە ڕاستی پرسیارێکی سەرنجڕاکێشە. دیارە هۆیەک هەیە کە ئەمن ئەوەم لە بابەتەکەم دا نەهێناوە، لەبەر ئەو شێوەیەی زانیارییەکان پێشکێش کراون. جا بۆیە من دەست دەگێڕمەوە لە وەی وڵامی ئەو پرسیارە بدەمەوە. وەک من باسم کرد ئەوە بابەت و کەسایەتییەکی زۆر بە سیاسی کراوە و داوای لێ بوردن دەکەم لێرە لە  چین سەعات سێی بەیانی یە و مێشکم باش کار ناکا، بەڵام ئەمن بە زاناییەوە لەو بابەتەی پێشكێشم کرد ئەو زمانەم بە کار هێناوە سەبارەت بەو مژارە چونکە بابەتەکە زۆر ئالۆزە. ئەوە پێوەندییەکی پێچەڵپێچە و بە تێپەڕینی زەمان دەگۆڕێ و ئەوەی کە ڕوونە بەلانی کەمەوە لەو سەرچاوانەی دا کە ئەمن تەماشام کردوون بە تەواوی ئەوە دەرناکەوێ. پرسیاری زۆر هەن سەبارەت بەو پێوەندیانە وسەبارەت بەوەی کە چ فۆرمێکیان بەخۆوە گرت ئەویش لە بەر چالاکی نهێنی و بەشێکی زۆریش لە مەر ئەوشتانەی کە ئاستە کراون. بەستراوەتەوە بەوەی پرسیارەکە لە کێ دەکەی سەبارەت بەو مژارانە و فۆرمیان. ئەمن هەست دەکەم لەو دۆخە دا نەبم بتوانم لە مەڕ ئاستی ئەو پێوەندیانە بدوێم . بەڵام پرسیارێکی زۆر سەرنجڕاکێشە و هەڵدەگرێ بە دوا داچوونی بۆ بکرێ و بە ٢٠ دەقیقە نەدەکرا هەموو ئەو شتانە باس بکرێ. بەڵام سپاس بۆ ئەوە و بە داخەوەم  لەوە زیاتر ناتوانم هیچ بڵێم. پێویستی بە لێکۆلینەوەی زۆر زیاتر هەیە. تەنانەت بێوەکەشی هەمووشتێک بە ڕوونی باس ناکا. ئەمن ئەو پسپۆڕایەتییەم نییە بە تەواوی وڵامی ئەو پرسیارە بدەمەوە.

پرسیار: ئایا موهاجیرانی ئێرانی هیچ یارمەتییەکیان کرد بە ئاکادێمی چێکۆسڵۆواکی، ناوی زمانناس و فەرهەنگنووس مەنسوور شەکی بە بیرم دا دێ بەڵام داخوادا کەسی دیش هەبوو؟

پرسیاری دووەم: گەلۆ ئەتۆ تووشی هیچ بەڵگە هاتووی بیسەلمێنێ کە موهاجیرانی ئێرانی لە چێکۆسڵۆواکییەوە چووبن بۆ پەیوەست بوون بە شۆڕشی ئەلجەزایر لە ساڵانی ١٩٦٠ەکاندا؟ لێرە ناوی دوکتورێکی تیب هاتووە ئیسماعیل زەینعەلی، فەتحوڵا سەیار بە بیری مندا دێن کە لە شۆڕشی ئەلجەزایر دا بەشداریان کرد دوای خوێندنی پزشکی لە زانکۆی کاڕلس. ئایا کەسی دی هەبوو ، بە سڵاو لە لایەن نیما میناوە.

دوکتور ئێمیلی جەی  ئۆدێل: ئەمن حەزم لەو پرسیارانەیە چونکە پێوەندی پەیدا دەکەنەوە بە پڕۆژەی لێکۆڵینەوەی دیکە کە ئەمن ئەوانم نەهێنا ناو ئەم بابەتەی کە ئەمڕۆ پێشکێشم کرد. یەکەم پرسیار لەمەڕ یارمەتی موهاجیرانی ئێرانی بە ئاکادێمی چێک. یەکجار زۆر لە ڕاستیدا من دەرماڵەیەکم هەبوو بۆ لێکۆڵینەوە لە پڕاگ. ئەو موسوڵمانانەی  کە هێنرانە پڕاگ بۆ خوێندن ئەوەی سەرنجڕاکیش بێ هەر بۆ خوێندنی لیسانس نەهاتن بەڵکوو بۆ دەرجەی باڵاتری وەکوو ددانپژیشکی و دەرەجەی دوکتوری لە پزشکی دا و لێکۆڵینەوەیەک هەیە کە لە کۆمەڵگەی موسوڵمان لە ئوڕووپای ڕۆژهەڵات دەکۆڵێتەوە وەک میراتێک و بەراوەردیان دەکا لەتەک موسوڵمانان لە ئوڕووپای ڕۆژئاوا. ئەمن بە تایبەتی چاوم لە خوێندکاران و موهاجیرانی ئێرانی نەکردووە  کە هاتوونە وێ ، بەڵام لە ڕاستیدا ژمارەیان زۆر بوو. ناتوانم بچمە ناو وردە ڕیشاڵەوە چونکە لێکۆڵینەوەکە چەند ساڵ بەر لە ئێستا کراوە و ئەمن ئەوەم لە بەر دەست زانکۆی ییڵ نا و بڵاوم نەکردەوە و دەبوو کردبام. ئەوە شتێکە زۆر خەڵک لەسەریان نووسیوە.

سەبارەت بە پرسیاری دوەمتان گەلۆ هیچ ئێرانییەک بەشداری کرد لە شۆڕشی ئەلجەزایر دا و لە پڕاگەوە چووبێتە ئەوێ. ئەمن لەو دواییانە دا  وتارێکم بڵاو کردووەتەوە سەبارەت بە شۆڕشی ئەلجەزاییر و دوایە چوومە ئەوێ و وتووێژم کرد لەگەڵ شەڕکەرێکی زەمانی شۆڕشی ئەلجەزایر بەڵام ناوی هیچ ئێرانییەکم نەبیست. سپاس بۆ پرسیارەکەت و چاو لە ئاڕشیو دەکەم.   

تێبینی وەرگێر: دوکتور جەی ئۆدێل وەک لە وڵامی پرسیارەکانی ڕا دەردەکەوێ نەپەرژاوەتە سەر هەموو جۆری پێوەندییەکان. بۆ وێنەی ناوی سەروان پولاد دژی نەهێناوە کە یەکێک لە ئەندامانی کاریگەری سازمانی نیزامی حیزبی توودەی ئێران بوو و توانی بەشێکی زۆر دەفتەری ڕەمز لەگەڵ خۆی هەڵگرێ و ئێران بەجێ بێڵی و بەو کارەی ژمارەیەکی زۆر لە خەڵکی لە زیندان و ئەشکەنجە و کوشتن ڕزگار کردو بە ساڵان لە جێکۆسڵۆواکی دەژیا. یان ئەفسەرێکی کوردی توودەیی ئەندامی سازمانی نیزامی حیزبی توودە سەرگورد ئاژەنگ کە ژن برای تەیمووری بەختییار سەرۆکی ساواک بوو و بە ساڵان لە پڕاگ ژیا. سەروان پوولاد دژ دوای ڕووخانی ڕێژیمی شا گەڕاوە ئێران. لە ساڵانی دواتر دا غەنی بلووریان و حەمەدە،ینی سیراجی ش ڕێگایان کەوتە پڕاگ و ماوەیەک لە چێکۆسڵۆواکی پێشوو دەژیان.

دەکرێ ویدێئۆی ئەو بابەتەی سەرەوە و گشت ئەو باسانەی لەو وێبینارە چەند ڕۆژەیە دا پێشكێش کراون لەم  لاپەڕەیەی تۆڕی یوتووب دا بدۆزنەوە

https://www.youtube.com/results?search_query=institute+of+iranian+studies+st+anderws

 

 سەرچاوە: وێبنووسی ڕوانگە